Daisypath Happy Birthday tickers
عید 89 - دلبند
 
 
 
عید 89
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱  

 

 عکسهای عید پارسال را که مرور می کنم، احساس می کنم چه راه درازی را آمده ایم. آن موقع، سوشیانس آنقدر کوچک بود که روی میز هفت سین خوابانده بودیمش. سین هشتم هفت سین ما به لطف خدا حالا می تواند به سرعت به جلو، به عقب و طرفین بدود و خیلی کارهای دیگر بکند که آن وقت حتی در تصورم هم نمی گنجید.

سال گذشته، با همه سختی ها و خوبی ها و فراز و نشیب هایش گذشت. من ایمان دارم که امسال، برای همه سال بهتری است. ایمان دارم که پر از اتفاق های خوب و شاد است. چیزی ته دلم به لطافت بال زدن پروانه ها می لرزد و بشارت می دهد که امسال، به لطف خدا سال دیگری است. نوروزتان خجسته و پر از شادی و کامیابی.

 

الان، حافظ را گشودم و برای سال 1389 باز کردم و گفتم به نیت دل همه دوستان و خوانندگان این وبلاگ. خدا شاهد است که این غزل آمد:

 

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم/فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم/نسیم عطر گردان را شکر در مجمر اندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد/من و ساقی بهم سازیم و بنیادش براندازیم

چو در دست است رودی خوش، بزن مطرب سرودی خوش/که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم

صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز/ بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم

یکی از عقل می لافد، یکی طامات می بافد/بیا کاین داوری ها را به پیش داور اندازیم

سخن دانی و خوش خوانی نمی ورزند در شیراز/بیا حافظ که خود را به ملکی دیگر اندازیم

 

هنگامی که این غزل را می خوانید، حتما به اتفاق خوبی که انتظار وقوعش را می کشید، فکر می کنید. اتفاقی که  برایتان پررنگ تر از بقیه آرزوهایتان است. من خداوند مهربان و بزرگوار را به معصومیت نگاه سوشیانس قسم می دهم که در سال جدید، این آرزو را برایتان برآورده کند.

دیگر زیاده عرضی نیست جز اینکه ترجیع بند همه پستهایم، عذرخواهی فراوان بابت تاخیر و سپاس فراوان برای همه دوستان عزیزی که حالمان را پرسیده بودند.

ششم تا سیزدهم فروردین نیستیم و "خودمان را به ملک دیگری می اندازیم". انشاله، بعد از عید با گزارش مصور برمی گردم.

روز و روزگارتان خوش. 

پ.ن: سوشیانس از بعد از تحویل سال از پدرش آنفولانزا گرفته و تازه یک چشمش هم عفونت کرده. دعا کنید جوجه ام زود خوب بشه.

پ.ن.٢: یادم رفت که بگم لباسها و کفشهای سوشیانس توی عکس فوق عیدی خاله مهربانش آزاده جونه که از نمایندگی آدیداس خریده. کاش بتونیم روزی ذره ای از محبتهاتو جبران کنیم.قلب

.