Daisypath Happy Birthday tickers
غه! - دلبند
 
 
 
غه!
ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٩  

1- در کتابچه کودک یک تا یک سال و نیم تهیه شده در دفتر سلامت روان بیمارستان آتیه (که بعد از خواندن احساس کردم این جملات را جایی دیده ام و بعد دیدم حدسم درست بوده و در واقع برگرفته از کتاب همه کودکان تیزهوشند، اگر... اثر میریام استاپرد می باشد)، آمده است:

کودک یک ساله استقلال خود را از راه های زیر نشان می دهد:

منفی کاری-ناشکیبایی-سخت گیری- کم حوصلگی-تحریک پذیری-خودسری- شیطنت و بی محبتی

حالش را ببرید!از خود راضی

بعد از پانزده ماهگی مرحله جدیدی از یاری گری و خشنود کردن دیگران از خود نشان می دهد. برای رضایت شما می کوشد و از ملامت شما ناراحت می شود.

اینها را گفتم که اگر فرزندی در این سن دارید و گاهی مثل این روزهای سوشیانس جنی می شود و شر می فروشد، این جملات را به یاد آورید و از دستش کفری نشوید. به خودم می گویم فقط دو ماه و ده روز مانده تا این دوره را پشت سر بگذارد، تحمل کن!

البته عمده اوقات مهربان و سازگار است اما خوب، مواقعی هم هست که مثل خانمها هورمونهایش بهم می ریزد!نیشخند

 

2- من روزهای دوشنبه و سه شنبه  سرکار نمی روم. سوشیانس را خانه کودک سبز می برم تا هم با بچه ها در تعامل باشد و هم بازی کند. جای خوبی است، خواستم با شما هم در میانش بگذارم:

آدرس:  م پونک- مجتمع تجاری بوستان-دور رینگ-پله های کنار درب طبقه پایین شهر کتاب را بالا بروید، روبه رویتان است- خانه کودک سبز

روزهای تعطیل هم باز است. پدران هم می توانند بچه ها را ببرند. برای بچه های بزرگتر برنامه های نقاشی و کاردستی و... هم دارند. روزهای یک شنبه هم مشاور روانشناسی به سوالات شما پاسخ می دهد. پر از اسباب بازیهای تاب و سرسره و اتاقک پر از توپ و الاکلنگ و.. است. روی هم رفته بد نیست.

هزینه یک ساعت بازی 1800 تومان است.

 

3- از معلم نقاشی آنجا راجع به نقاشی در این سن و سال پرسیدم. گفت: از دسترس قرار دادن ماژیک و مداد رنگی و ... در مقابل بچه های زیر دو سال بپرهیزید چون مکیدن آنها باعث ورود مواد سمی به داخل بدن می شود و خطرناک است. به جای آن، مقداری نشاسته را در آب حل کنید و روی شعله ملایم حرارت دهید تا غلیظ شود (غلیظ تر از فرنی). بعد آن را داخل پیاله های کوچک بریزید و با استفاده از زردچوبه، زعفران، دارچین، لبو، پوست بادمجان و سایر مواد خوراکی رنگی هر کدام را به رنگی درآورید. مشمای بزرگی پهن کنید. لباس بدردنخوری تن کودک کنید. کاغذ بزرگی (گویا در لوازم تحریر فروشی به نام کاغذ پارس موجود است) در اختیارش قرار دهید تا به میل خودش روی آن نقاشی کند.

 

4- سوشیانس انگار بعد از یک سالگی جهش کرده است. روز به روز، تغییراتش محسوس است. به چای غه (به فتح غین) Ghah می گوید. اگر ببیند که فقط دو فنجان چای آورده ایم، فورا با اعتراض غه می گوید و آنقدر تکرار می کند تا فنجانش را ببیند. بعد هم ثانیه ای یک بار لبش را نزدیک فنجان می کند و اعلام می کند: داخ (=داغ) تا سرد شود و آقا خوشگله آن را سر بکشد.

هنوز عمده اوقات چهار دست و پا حرکت می کند و فقط برای مسافتهای کوتاه افتخار می دهد و راه می رود.

اگر من برقصم، مضطرب می شود و دو انگشتش را در دهان می کند ولی اگر خودش را برقصانیم از خوشحالی قهقهه می زند.

بازی های اختراعی بامزه ای دارد: مثلا پارچه ای می آورد، روی سرش می اندازد. ما می گوییم: کو سوشیانس؟ کجاس پسرم؟ پارچه را از روی سرش می اندازد و با شنیدن ا... اینجا بودی؟!!!! و تعجب ما قهقه می خندد (یک جور دالی بازی) و یا سیلابی را مثل ا (به فتح الف) می گوید که ما هم باید تکرار کنیم. از تکرار ما می خندد و دو هزار بار این چرخه تکرار می شود! (یک جور بازی سرکاری مادر بیچاره کن!)

منظورش را خیلی بهتر می رساند و منظور ما را هم خیلی بهتر می فهمد.

همین الان که این مطالب را تایپ می کنم، اتفاق بامزه ای افتاد: وسط کار رفتم یک فنجان نسکافه برای خودم درست کردم. فنجان را که دید، بدو بدو آمد و دستم را گرفت. از ناچاری کمی به او دادم. تلخ بود، دوست نداشت. با اعتراض گفت: غه! (یعنی من چای می خوام، این چیه دیگه؟!)

چاره ای نیست. باید بروم غه دم کنم، برگردم.

 

5- غه دم شد!نیشخند

 

6- به نظر شما، من چکار کنم که اینقدر برای این بچه می میرم؟ دوووووووووووووووووستش دارم ها، نه شوخی! نکند بین بچه هایم فرق بگذارم؟ نکند نتوانم دیگر هیچ بچه ای را به اندازه سوشیانس کاکل زری دوست داشته باشم؟

هر وقت حرف از بچه دوم می زنم، بهنام می گوید روی هر کسی حساب می کنی، تحت هیچ شرایطی برای بچه دوم روی من حساب نکن!!!!!!!!!!!! تعجب

فکر کنم بنیانگزار غیرت در جهان یکی از اجداد ایشان بوده اند. خنده

 

7- عکسهای تولد (آتلیه ای) به زودی حاضر می شود، سر قولم هستم. اسکنشان می کنم، اینجا می گذارمش!

 

8-در راستای فلسفه خوانی که به طور جدی و مستمر از خرداد ماه شروع کرده ام، به پست مدرن رسیده ام که یکی از غولهایش ژاک لکان، روانکاو و فیلسوف فرانسوی است. عقاید بسیار جالبی در مورد کودکی دارد. خلاصه یکی دو تا از نظریاتش این است که کودک گریه می کند زیرا نیازی برآورده نشده دارد. سپس مادر آگاه می شود و نیاز کودک را رفع می کند. تازه گاهی اوقات هم در تخمین نوع نیاز کودک اشتباه می کند، مثلا بچه گوشش درد می کند، مادر فکر می کند گرسنه است. در هر حال، حتی در بهترین شرایط هم فاصله ای میان نیاز و ارضای آن وجود دارد که این در آینده پایه نا امیدی های ما در برآورده شدن آرزوهایمان می شود.

یا اینکه مادر و کودک در ابتدا یکی هستند ولی ساحت و قدرت پدری که از آن به عنوان  نوم دو پغ یا نام پدر یاد می کند، میان یگانگی آنان حایل می شود و فاصله می اندازد. وجود لالایی های غمناک که عمدتا در آنها گفته می شود که پدر به سفر رفته و یا زندان است و پایش در بند است و... دال بر کینه ناخودآگاه مادر از پدر و میل او به بازگشت به همان یکپارچگی است.

 

9- از همه شما برای ری را ، سایه و توت فرنگی دعای خیر استعانت دارم.

 

10- ای بابا، سوشیانس لیوان پلاستیکی ته سوراخ اسباب بازیش را آورده و می گوید: غه! تا بیشتر از این آبرویم را نبرده، بروم به بچه ام غه بدهم!بای بای

 

پ.ن.: مامانی آرسام خوشگله، مدتی است اصلا نمی توانم برایت کامنت بگذارم. ارور می دهد!