Daisypath Happy Birthday tickers
متولد ماه مهر - دلبند
 
 
 
متولد ماه مهر
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٤  

قبل از هر چیز، بازهم بابت کامنتهای محبت آمیزتان خیلی خیلی ممنونم. من شرمنده خوبی های تک تکتان هستم و امیدوارم در یک قرار وبلاگی روی ماه تک تکتان را ببینم. باز هم ممنون.

ماه مهر ماه خیلی پرتراکمی بود. عمل جراحی پدرم، بازگشتم به سر کار، ترجمه جدید و ویراستاری های ترجمه های قدیم، نقاشی منزل و پروژه فروش و تعویض ماشین که هنوز درگیرش هستیم و از همه مهمتر تولد این شازده پسر مو فرفری وقتی برای رسیدن به وبلاگ خودم و دوستان گلم نمی گذاشت. امیدوارم با کم شدن تراکم برنامه ها، دوباره خانه مجازیم را صفایی بدهم، مرتب آب و جارویش کنم و بعد من و شما سرحوصله باهم بنشینیم و چایی بخوریم!

حالا که دیر آمدم، اهم اخبار را به شرح ذیل به اطلاع می رسانم:

 

الف- گزارش تولد

بالاخره تصمیم گرفتیم از خیر یک جشن بزرگ برای تولد سال اولش بگذریم. کیکش را به شکل ماشین 206 قرمز از لادن سعادت آباد سفارش دادیم. به دلیل تراکم بالای کارهای روز تولد متاسفانه قرار عکاسی را از دست دادیم و بالاخره با کلی منت کشی تلفنی مادرم، توانستیم بدون وقت قبلی به عکاسی کاوس بالای خ توانیر برویم. عکسهایش جالب است اما به علت دستکاری و روتوش زیاد، حالت چهره ها عروسکی و مصنوعی است. سوشیانس که از صبح برنامه اش بهم خورده بود، خسته و بهانه گیر شده بود ولی بالاخره با هزار دردسر چند عکس تکی و سه نفره انداختیم. از عکاس قول گرفتیم که زیاد عکسها را روتوش نکند تا حالت طبیعی قیافه ها حفظ شود. حالا تا ببینیم چطور از آب در می آید. انشاله در پست بعدی، عکسهایش را می گذارم.

شب هم با خانواده و چند تا از دوستان خوبمان به صرف شام و کیک به سوپر استار پارک وی رفتیم. جمع خوب و صمیمی و عزیزی بودند ولی سر و صدا و ازدهام بیش از حد در رستوران حالگیر بود. اصولا رستوران در ذهن من مفهومی لوکس و کلاسیک را تداعی می کند، مثلا فضایی شبیه به رستوران فرانسوی موفتار خ خردمند شمالی با نورپردازی ملایم، اجرای زنده پیانو و سکوت. فست فودها را فقط ایستگاه شکم می دانم که وقتی که مثلا خسته و کوفته از خرید برمی گردی و می خواهی چیزی بخوری، به آنها مراجعه کنی. اما به هر حال، حساب کردیم که رستورانهای شیک جای برگزاری تولد بچه نیست و فست فود گزینه بهتری است. این شد که رفتیم سوپر استار. گارسون مهربانی هم زحمت کشید و تمام میز را با بانچ های بادکنک تزیین کرد.

ساناز و آقای شیک و هلن مامانی هم آمده بودند و ما را خیلی خوشحال کردند. ما خیلی این زوج مامانی و جوان و هنرمند را دوست داریم و به دوستیشان افتخار می کنیم. هلن هم که عروس عروسک من است و جای خود دارد.

دلم می  خواست دوستان وبلاگی عزیز دیگرم را هم دعوت کنم که متاسفانه به سال بعد موکول شد.

کادوهای خوشگلی را هم که مدعوین زحمت کشیدند، در اینجا می نویسم که برایش یادگار بماند:

پدر و مادر و برادرم: هر کدام یک تراول

آزاده خاله ریزه: کاپشن و کفش اصل آدیداس+ کلی زحمت برای برگزاری تولد

خانم دکتر امیر نظری (همکار بسیار خوب بهنام و ازاین به بعد دوست خانوادگی نازنین ما): کلاه +عروسک موزیکال

حریر ناز و ثمر: (دوستان خوشگل و دوست داشتنی خواهرم): عروسک بزرگ و موتور موزیکال و متحرک

ساناز ناناز و آقای شیک هنرمند و هلن عروسک: سکه پارسیان

سودابه جون (دوست عزیز مادرم): اسباب بازی فکری تولو

من و بهنام: پالتو فوتر مارک بنتون

خانواده بهنام هم کم لطفی کردند و نیامدند.

 

ب- شیردهی

انجمن متخصصین زنان و زایمان آمریکا معتقد است هفت ماه شیر دهی برای کودک کافی است. سازمان بهداشت جهانی هم دوازده ماه را توصیه می کند. در مقالات مختلف هم خواندم که آمریکاییان و اروپاییان بین سه تا دوازده ماه به بچه خود شیر می دهند. این در حالی است که در آفریقا و آسیا این دوره تا هفت سال هم ممکن است طول بکشد. (مثالش مادرم است که به خاطر تک دختر بودن و به دنیا آمدن بعد از دو کودک از دست رفته زیادی عزیز بوده و نزدیک به پنج سال شیر خورده است!) دکتر امین زاده از سرویس بهداشت و سلامت روان بیمارستان آتیه هم در سمینارش شیردهی بیش از دوازده تا چهارده ماه را مضر می دانست و معتقد بود که باعث ایجاد وابستگی های شخصیتی می شود و در کار سال دوم زندگی که آزمودن استقلال و خودکفایی در مقابل وابستگی و اتکا است، اخلال ایجاد می کند.

دکتر صبور هم معتقد است که در سال دوم یکی از منابع شیر (شیر مادر یا شیر خشک) می تواند حذف شود به شرطی که بچه در روز نیم لیتر(دو تا 250 سی سی) شیر پاستوریزه بخورد. از پایان یازده ماهگی که شیر پاستوریزه آزاد شد، به تدریج ذایقه اش را با شیر آشنا کردم و الان یک وعده اش را با عسل و یک وعده اش را با موز نوش جان می کند. همه این تحقیقات به فارغ التحصیل شدن من در روز تولد منجر شد و سوشیانس را از شیر گرفتم.

خدا را شکر، اصلا لطمه نخورد و فیلش یاد هندوستان نمی کند. به تجربه دریافته ام که اگر کودک فقط در زمان شیردهی در آغوش گرفته شود و در تماس نزدیک با مادر قرار بگیرد، به تدریج به شیر به عنوان نمادی برای دریافت مهر مادری وابسته می شود. اگر به کرات بچه را بغل کنیم و ببوسیم بدون اینکه به او شیر بدهیم، دیگر آن رابطه نمادین شکسته می شود.

ضمنا استفاده از صبر زرد و مرکوکروم و چسب زخم را شخصا چندان توصیه نمی کنم چون باعث شوکه شدن بچه می شود و زمان لازم برای تطبیق را به او نمی دهد. به اصطلاح تیپر کردن یا کم کردن تدریجی دفعات شیردهی در طی دو ماه بهترین راه حل است.

 

ج- واکسن ام ام آر

من و لیلا مامان مارتیا به نوبه خود دو هزار جا زنگ زده ایم تا واکسن ایرانی پیدا کنیم. لیلا جون مارتیا را پیش دکتر امیدوار برد. ما هم با هزار زحمت از دکتر امیدوار وقت گرفتیم و دیشب سوشیانس را پیشش بردیم. وقتی بهنام خودش را معرفی کرد و از دکتر راجع به واکسنها پرسید، دکتر گفت که در حال حاضر، خودش هم واکسنها را از خانه های بهداشت تهیه می کند. به همین خاطر، واکسن نزده و چند ساعت استرس بیخود کشیده (من را که می شناسید!) برگشتیم. توکل به خدا! فردا بچه را انیستیتو پاستور می برم و واکسنش را می زنم. برایش دعا کنید.

 

د- پایش سلامت روان

بیمارستان آتیه طرح پایش دوره ای سلامت روان برای کودکان دارد که در سال اول تولد هر سه ماه و در سال دوم هر شش ماه صورت می پذیرد. متاسفانه، نشده بود که تا به حال، سوشیانس را برای انجام این پایش ببریم تا اینکه برای یک سالگیش مراجعه کردیم.

دکتر امین زاده تستهایی را از او گرفت و سوالات زیادی را از ما پرسید که خدا را شکر رضایت بخش بود. فقط دو مورد را متذکر شد و آن اینکه بچه از شش ماهگی باید در تخت خودش بخوابد. بالکن اتاق سوشیانس امنیت لازم را ندارد و باید برایش حفاظ بزنیم تا من اجازه دهم که بچه در آنجا تنها بخوابد که اگر مشغلیات بگذارند، در دست اقدام است.

مورد بعدی هم این بود که سوشیانس در برخورد با آدمها و موقعیت های جدید، دو انگشت سبابه و میانی دست راستش را در دهان می کند. دکتر امین زاده معتقد بود برای جلو گیری از تثبیت دهانی ( فروید معتقد است که لیبیدو یا لذت جنسی در سنین مختلف در جاهای مختلفی از بدن متمرکز می شود. بچه باید هر یک از مراحل را در زمان خودش پشت سر بگذارد تا به مرحله تناسلی برسد. عدم گذر از هر مرحله را تثبیت می نامند. مثلا تثبیت دهانی به پرحرفی، آدامس جویدن دایمی، سیگار کشیدن و پرخوری می تواند منجر شود و یا تثبیت مقعدی می تواند به وسواس و تمایل بیش از حد به نظم و ترتیب، خشکی و یبس خلق و خساست منتهی شود. اطلاعات بیشتر در این زمینه را بچه هایی که روانشناسی خوانده اند، می توانند بدهند.) بهتر است از پستانک استفاده کند تا غریزه مکیدنش به خوبی ارضا شود. متخصصین اطفالی که تا به حال رفته ام، همگی با پستانک مخالف بوده اند. برای اطمینان سوشیانس را پیش یکی از دوستان بهنام که روانپزشک است، بردم. او که خودش دو بچه کوچک دارد، تجربه کاملا مشابهی با بچه های خودش داشته و هر دو بچه عادت انگشت مکیدن وقت اضطراب و خواب را قبل از دو سالگی کنار گذاشته اند. او هم با پستانک مخالف بود. خانم دکتر امیر نظری هم که از مدعوین تولد بود معتقد بود که چون تا به حال به سوشیانس پستانک نداده ایم، بهتر است ندهیم. کسی از شما نظری در این زمینه دارد؟

ضمنا دکتر امین زاده از معلومات و شیوه فرزند پروری من تعریف کرد که بسی زیاد مشعوف شدیم. از بس که از اطرافیان شنیده ام که تو وسواس و حساسی و داری اشتباه می کنی، این نظر دلگرم کننده بود.

نقاشی که منزلمان را رنگ می کرد، یک روز به من گفت که من واقعا می بینم که چقدر بچه ات را دوست داری و چقدر مراقبش هستی ولی شیوه ات اشکال دارد. بچه را ول کن تا به قول مادرم آب جوب (جوی) بخورد تا مرد شود!!!!!!!!!!

لبخندی زدم و گفتم: حق با شما است. با خودم گفتم: بچه ای که آب جوب بخورد، از کاست اجتماعی امثال تو فراتر نمی رود. برو خوش باش که آب جوب خورده ای و نقاش شده ای و تمام روز با هیزی به من شوهر و بچه دار سی و سه ساله با این لباسهای گچی و خاکیم ذل می زنی. زندگی کن و بگذار زندگیمان را بکنیم.

پ.ن.: قضیه وبلاگ نویسی من، قضیه آن آخوندهایی است که پنج تومان می گیرند تا بالای منبر بروند، اما با پنج هزار تومان هم پایین نمی آیند.

ببخشید که طومار شد!

دوستان گلم که راجع به طرح پایش سوال داشتند:

لطفا با بیمارستان آتیه تماس بگیرید و به اپراتور بفرمایید که به بخش بهداشت و سلامت روان وصل کند. منشی بخش مربوطه راهنماییتان خواهد کرد. احتمالا خدمات این سرویس برای همگان (حتی آنهایی که آتیه زایمان نکرده اند) آزاد است.

از مشاوران این بخش، من فقط خانم دکتر امین زاده را می شناسم که هم در سمینار کارگاه بارداری آتیه (در زمان خودش اطلاع رسانی کردم) سخنرانی کرد و هم روز زایمان به اتاقم آمد و برنامه و بروشورهای طرح پایش را داد.

موفق باشید.

تلفن بیمارستان آتیه: ۴-٨٨٠٨۶۵٨٣