Daisypath Happy Birthday tickers
کندوی عسلم، پسرم - دلبند
 
 
 
کندوی عسلم، پسرم
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱۸  

دلم می خواهد قبل از هر چیز، چند تاریخ مهم را تا به حال ثبت کنم که بعدا برایش به یادگار بماند:

ال ام پی: 18 دی ماه 1386

مثبت شدن بیبی چک: 29 بهمن 1386

تعیین جنسیت: 24 فروردین 1387

اولین لمس اعضا بدنش در شکم: 7 تیر1387

اولین تکان: 13 تیر1387

بعله، خوب بالاخره ما هم به جمع مادران خوشبخت پیوستیم و نی نی شروع به تکان خوردن کرد. البته، تکان که چه عرض کنم، پشتک وارو و حرکات ژانگولر همراه با فوتبال و بوکس چینی در آن واحد به مدت فقط 24 ساعت در روز!!!!!! گلاب به روتون، روز اول که تکان خورد، آنقدربه روده هایم لگد زد که فاصله اتاق تا توالت اتوبان شده بود! خنده

برای راحتی نی نی گلم، با اخذ دو فقره وام و مقادیر متنابهی دوندگی خصوصا توسط بهنام (که در اینجا مراتب تشکرات صادقانه من و پسملی را به عرضش می رسانیم و سه عدد هورای بلند به افتخارش می کشیم که اینقدرزحمت کشیده و به فکررفاه ما بوده است) بالاخره اقدام به خرید یک فقره سایپا 141 بژ نمودیم!تشویق

تخت و کمد سیسمونی را مادر من تقبل کرده است که پیشاپیش اززحماتش تشکر می کنیم. دست گلش درد نکند. تشویق

برای برای انتخاب تخت و کمد، به مغازه های ولیعصر و دلاوران سر زدیم. بالاخره، تخت و کمدی با طرح ایتالیایی و ساخت ایران پیدا کردیم که به نظرمان قشنگ تر از بقیه آمد و ظاهری کمی خاص و عجیب دارد. رنگ زمینه اش هم سبزروشن قشنگی است و سه هفته تا یک ماه دیگر زمان تحویلش است.

رنگ کالسکه و کریرش که قبلا خریده بویم، دودی و نارنجی بود. با مغازه مزبور تماس گرفتم که این ست را با رنگ دودی و سبزش عوض کند که قبول نکرد.

بعدش، من هم زدم زیر گریه که چی می خواستم و چی شد. منی که اینقدر به خودم می نازیدم که با حداقل هزینه توانایی ایجاد هارمونی در دکوراسیون داخلی را دارم و رنگهای منزلمان را خوب ست کرده ام، نتوانستم اتاق پسملکم را قشنگ دیزاین کنم. مایی که برای خرید هر تکه از وسائلش کلی وقت می گذاریم و زحمت می کشیم، نتوانستیم اصلی ترین اجزای اتاقش را با هم هماهنگ کنیم. بهنام هم از گریه من ناراحت شد و ساعت ده و نیم شب به طرف زنگ زد و خواهش کرد که یک کاری برایمان بکند و فردایش هم پیگیری کرد تا بالاخره موافقت طرف را با هزار زحمت جلب کرد. پدری، دووووووووووست داریم.قلب

ست سبز رنگش از قضا آخرین نمونه موجود بود و متاسفانه گوشه تور تخت پارکش سوراخی به قطر یک سانت دارد ولی مع الوصف قبول کردیم چون رنگش عالی بود. گفتم خودم سوراخ را رفو می کنم تا مثل روز اولش شود. با هزار زحمت،  شش- هفت کارتون یغور را تا خیابان بهار بردیم و آوردیم. حین تعویض، طرف به بهنام گفته بود که خانمها عجب موجودات گیری هستند و اگر به چیزی بند کنند، آدم را بیچاره می کنند! آن حالتی که خانمتان به من زنگ زد و اصرار می کرد، حالم را پاک خراب کرد!نیشخند

هرچه می گوید، بگوید. در طالع بینی متولدین مهر نوشته که این افراد بسیار نسبت به هارمونی، زیبایی، نظم و پاکیزگی حساسند و باید در دکوراسیون محیطشان این نکات لحاظ شود. من هم شخصا آدم کمال گرایی هستم و همیشه سعی می کنم بهترین کاری را که می توانم صورت دهم، انجام دهم.

امروزصبح هم با بهنام کمی کریر و کالسکه بازی کردیم و قربون و صدقه پاهای کپلش رفتیم که قرار است از آن تو آویزان شود و در نتیجه  دیر به سر کار رسیدیم! پسرکم، قلب منی، نفس منی، نور چشم منی. فداااااااااااااات شم. ماچ

فاز بعدی پروژه سفید کردن سقف اتاقش و نصب کاغذ دیواری است. خدایا، چشم به راه تصویب بودجه هستیم. یک کاری بکن. شاید دیوارها را زرد کردیم که در ترکیب با سبز، شاد و زندگی بخش باشد. باید خیابان سهروردی را در برنامه بگنجانیم. تا ببینیم خدا چه می خواهد.

امروز هم روز تولد مامی دلبند است. گلکم، کی تولد تو انشالله؟ لبخند

جالب است که هرسال، تولدم برایم مناسبت خیلی ویژه ای بود و حول و حوش آن تاریخ هیجان زده بودم. اما امسال، انگاروجودم در وجود پسرکم مستحیل شده است و تمام گستره ذهنم را اشغال کرده است. وقتی رفته بودیم تا برای من لباس بارداری بخریم، دلم می خواست می توانستم ازهمان لباسهای قدیمم استفاده کنم و به جایش برای نی نی گلم خرید کنیم. روزهایی که برایش خرید می کنیم، انگار اکس زده ام. شاد و شارژم.

اگر کسی راجع به خودم اظهار نظری منفی کند، ممکن است فقط ناراحت شوم ولی اگر کسی کوچکترین حرفی به نی نی بزند، دلم می خواهد خفه اش کنم. پسرک بی دفاع معصومم بعد از خدا فقط ما را دارد و ما وظیفه داریم او را حمایت کنیم.

برعکس امروز، روزی هم می رسد که او مرد جوان برومندی خواهد شد و پیش خود فکر خواهد کرد که پدر و مادر پیرم بعد از خدا فقط مرا دارند و من باید حمایتشان کنم. پسرکم، خدا از ما مواظبت خواهد کرد. ما نمی خواهیم هیچ وقت روی تو سرمایه گزاری کنیم وتو را عصای پیری خودمان بکنیم. به امید خدا، سر وقتش مثل پرنده ای جوان از آشیانه پر بکش و پرواز کن. ما آرزو می کنیم که تو از نهایت تواناییهایت استفاده کنی و به همه آرزوهایت دست یابی. ما می خواهیم که تو به لطف خدا زندگیت را تمام و کمال زندگی کنی. آرزو می کنیم سعادتمند و عاقبت به خیر باشی. فقط تنها خواسته ای که از تو داریم این است که ما را فراموش نکنی، دوست داشته باشی و با ما در تماس باشی. این را بدان که تا ما زنده ایم، در این خانه به رویت باز است و تو را در شاه نشین چشممان جا خواهیم داد. بدان که قلب ما همیشه برایت می تپد و دوستت داریم و چشم به راهت هستیم. آغوش ما همواره به رویت گشوده است تا اگرغمی ناگهان از کنج زندگیت سر کشید، به آن پناه ببری. خدایا، تو از ما به او نزدیکتر و مهربانتری. زیر بالهای بزرگ و گرمت، جوجه کوچکم را پنهان کن تا از هجوم آسیب های زمانه در امان باشد.فرشته

پ.ن.: چند روز پیش صبح که سر کار می آمدم، چند گنجشک کوچک دیدم که کنار هم روی زمین جمع شده بودند و دانه دانه پر می گشودند و به دور دستها پرواز می کردند. این صحنه در ذهنم دوستان باردار وبلاگیم را تدائی کرد که جوجه گنجشک های هر کدام یک به یک و نوبت نوبت پر می گشایند تا در آشیانه اشان فرود آیند. شمارشگرهای بالای وبلاگ نوید پرگشودن این گنجشکک های اشی و مشی است.

الهی، زنانی هستند که کودکانشان در کنارشانند. زنانی کودکانشان را در شکم خود حمل می کنند و زنانی هستند که هنوز مادر نشده اند و کودکانشان را در قلب خود دارند. خدایا، کودکان همه منتظران را به آغوششان برسان و چتر مهربانی خود را بر سر این خانواده های جوان و نوپا بگستران. خدایا، خانواده سه نفره ما را هم زیر حمایت و محبت بی دریغ خودت پاینده نگاه دار. جز تو فریاد رسی نمی خواهم حتی اگر باشد.بای بای