Daisypath Happy Birthday tickers
تغذیه در دیابت به زبان آدمیزاد - دلبند
 
 
 
تغذیه در دیابت به زبان آدمیزاد
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٧  

 

به لطف خدای مهربان، کتاب "تغدیه در دیابت به زبان آدمیزاد" م منتشر شد. دلیل این که در وبلاگ بچه ام، به خودم اجازه دادم تا پستی را کامل به این مطلب اختصاص دهم، اهمیت و سودمندی این کتاب برای همه کسانی است که در خانواده فردی دیابتیک دارند و یا در ژنتیک خانوادگی شان چنین مشکلی دیده شده است و به تبع آن خدای ناکرده فرزندانشان به نوعی از استعداد ابتلای بالاتری برخوردارند. دسته دیگر نیز افرادی هستند که مشکلی از این دست ندارند اما ترجیح می دهند با تغذیه سالم و رعایت اصول طبی بچه هایی سالم تر داشته باشند که در فردای بزرگسالی کمتر درگیر مشکلاتی نظیر دیابت ناشی از شیوه نادرست زندگی و تغذیه ناسالم شوند. با نگاهی به روند در حال رشد دیابت در جهان و ایران و آمارهای در حال افزایش کودکان دیابتیک که به زعم من ممکن است به علت کم تحرک شدن کودکان در اثر تماشای بیش از حد تلویزیون و انجام بازی های کامپیوتری و خوردن فست فودها و اسنک های شیرین و پرکالری فاقد ارزش غذایی باشد، لازم دیدم که پستی کامل را به معرفی این کتاب اختصاص دهم.
این کتاب را دکتر آلن روبین (رابین) با همکاری متخصص تغذیه آلیسون جی اسرا نوشته است که خود یکی از بزرگترین متخصصان دیابت در جهان است. کتاب را انتشارات هیرمند به چاپ رسانده است و در کتاب فروشی های معتبر و به خصوص شهر کتاب مرکز خرید بوستان- م پونک که فروشگاه مستقیم این نشر است، به بهای 8000 تومان قابل خرید است. این کتاب 21 فصل و 5 پیوست دارد که در 407 صفحه تدوین شده است. من هم به عنوان مترجمی که تا به حال نه در زمینه متون پزشکی (بهداشت و سلامت) و نه تغذیه کار نکرده بودم، به واقع برای ارائه ی ترجمه ای دقیق و روان از این کتاب رنج بسیاری را متحمل شدم و از صمیم قلب امیدوارم که کار خوبی از آب درآمده باشد و مورد پسند خوانندگان واقع شود.
این کتاب پس از پرداختن به مشکل دیابت (مرض قند) در چند فصل، به تفصیل دستورهای آشپزی متنوعی را برای درست کردن انواع اشتهاآورها و پیش غذاها (مانند سوپ ها و سالادها)، غذاهای اصلی، دسرها، میان وعده ها و...در اختیار خواننده می گذارد و علاوه بر این ها فصولی طبقه بندی شده تحت عنوان ده تایی ها دارد که سرفصل های مفیدی چون موارد ذیل را دربرمی گیرد:
-ده گام ساده برای تغییر عادات غذایی
-ده جایگزین ساده در برنامه غذایی
-ده استراتژی برای نرمال کردن میزان گلوکز خون
و از همه مهم تر
-ده تاکتیک برای آموزش عادات غذایی سالم به کودکان مبتلا به دیابت
که البته برای همه بچه ها و نه فقط دیابتیک ها مفید و مناسب است.
البته، شاید ذکر این مطلب درست نباشد اما متذکر می شوم که من کلیه حقوق چاپ این کتاب را در ازای حق الترجمه ای که گرفته ام، واگذار کرده ام و خرید این کتاب و حتی تجدید چاپ آن هیچ تاثیری به حال من ندارد. فقط چون ممکن است در میان خوانندگان این وبلاگ خدای نکرده کسانی باشند که خود، فرزند یا عزیزشان مبتلا باشند و یا استعداد ابتلا به آن در میان اعضا خانواده شان وجود داشته باشد، این کتاب را معرفی کردم تا انشاله مفید واقع شود.
کتاب تغذیه در دیابت به زبان آدمیزاد را با جمله ای به شرح ذیل در ابتدای کتاب به بهنام و سوشیانس تقدیم کردم:
"به همسر و پسرم،  بهنام و سوشیانس، که با حضورشان زندگی جدیدم متولد شد."   
آندره*برتون ، پدر سوررئالیسم، در کتاب نادیا می نویسد: "غبطه می خورم به هر آدمی که فرصت دارد چیزی شبیه کتاب پدید بیاورد و چون کار را به ثمر رساند، امکان می یابد به سرنوشت این کتاب یا سرنوشتی که این کتاب برایش رقم می زند، توجه بسپارد."
هرچند برخی نویسندگان، گردآورندگان، مترجمان و.. را همگی در زمره پدیدآورندگان به شمار می آورند اما من به شخصه پدیدآورنده را کسی می دانم که اثری را از هیچ می آفریند و ایده مطرح شده در کتاب اصالت داشته و مستقیما از ذهن خالق خود منشعب شده باشد.
دلم می خواهد روزی اندیشه ام چنان غنا یابد که به جای توسعه و نشر ایده های دیگران از طریق برگردان آنها به فارسی،  بتوانم کتابی از خود پدید بیاورم که انعکاسی از اندیشه های خودم باشد.
راستی، تا بحث کتاب است، این پست را با خاطره ای از سوشیانس به پایان برسانم.
اخیرا کتابی می خوانم که سنگین است و درک آن تمرکز زیاد و تامل روی مفاهیم پیچیده و متراکم آن را می طلبد. به همین خاطر، سوشیانس ازش متنفر است. آن روز، بعد از این که ده تا پازل از 4 تکه تا 60 تکه را باهم درست کرده ایم، خسته و کوفته برایش کارتون ماشین ها را گذاشتم و به سراغ کتابم رفتم.
سوشیانس(با حالت هشدار): مامی کتاب نخونی ها!
من: چرا؟
سوشیانس: آخه مشکلت چیه کتاب می خونی؟! ( با لحن چه مرگته کتاب می خونی؟ بخوانید)
فردایش، دیدم کتابم نیست. دو روز دنبالش گشتم، دیدم انداخته پشت کمد رخت آویز(جاکفشی) دم در ورودی!
من: سوشیانس جون، چرا کتابمو اینجا انداختی؟
سوشیانس: ننداختم. گذاشتم!
من: خب، چرا گذاشتی؟ دو روزه دارم دنبالش می گردم!
سوشیانس: گایمش(قایمش) کردم. کتاب نخونی ها. کتاب بخونی، می اندازم آشاک (آشغال)!!!!!!!!!
من: چییییییییییییییی؟! ما نباید کتابا رو توی آشغال بندازیم. باید به کتابا احترام بذاریم.
سوشیانس: به کتابای سوشیانس احترام بذاریم. کتابای مامی بندازیم آشاک!
من:تعجب
حرف حرف می آورد. سوشیانس عزیزم، حالا که این کتاب را دوست نداری و حتی نیم ساعت در روز را به من اجازه نمی دهی برای خودم باشم و غذایی به این روح لاغر برسانم، به جبرانش اصلی را از همین کتاب را برایت در اینجا می نویسم تا به یادگار بماند.
در بخشی از کتاب می خواندم که از نظر هگل، فیلسوف بلندآوازه آلمانی، جهان مجموعه ای از فراشدهای زنجیره ایست. به برداشت من، فراشد همان فرآیندهای تبدیلی می تواند باشد. هرچیز در این جهان از نظر هگل یک برنهاد یا تز است و تمایل دارد که از ضد خود که آن را برابرنهاد یا آنتی تز می خواند عبور کند. از هم افزایی این دو هم نهاد یا سنتز پیش می آید که این هم نهاد حاصله، خود برنهاد جدیدی است که می تواند در زنجیره سلسله وار فراشد ها به شرح فوق شرکت مجدد کند و...
ضمن این که این فراشدها در عرض رخ نمی دهد و طولیست. یعنی هر هم نهاد از برنهاد والد خود بهتر است و فراشدها چنان رخ می دهند که ما از برنهادهای کمترشفاف به سمت برنهادهای شفاف تر به پیش برویم. این خلاصه ایست که در غیاب کتاب در حال حاضر به خاطرم مانده است. وقتی این تئوری را می خواندم، هر چند که این الزاما نتیجه ای نیست که هگل از ارائه این فرضیه بخواهد بگیرد، اما به عنوان یک برداشت جانبی و شخصی با خودم گفتم که ما نیز برنهادیم که در مواجهه با افرادی که طبیعتشان ضد ما است و یا با ما سر دشمنی و عناد دارند (برابرنهادهایمان) به برنهادی جدید که شفاف تر است تبدیل می شویم.
تفاوت را تاب بیاوریم و دشمنان خود را دوست بداریم چرا که سبب رشد و اعتلای روحمان می شوند.