Daisypath Happy Birthday tickers
حرف های بامزه جدید - دلبند
 
 
 
حرف های بامزه جدید
ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٢  

1-رفتیم نمایندگی تشک برن تا ضمانت نامه تشک جدیدمان را بگیریم. فروشنده رو به سوشیانس که کنار من روی صندلی نشسته و مثل من پا روی پایش انداخته، می کند و به شوخی می گوید:شما نظری ندارین؟
سوشیانس: نه. نظر خاصی نیست!!!!!!!!!
2- بهنام و سوشیانس در اتاق خواب مشغول کتاب قصه خواندنند. از توی سالن داد می زنم: بهنام بیا فیلم گذاشتم با هم ببینیم.
همزمان بهنام از سوشیانس می پرسد: پی پی کردی؟
سوشیانس: نه. اوکیه. تو برو فیلم نگاه کن!!!!!!(که صد البته کرده!)
3-مشغول خانه تکانی فصلی هستم و اتاق خواب مان پرده ندارد. طفلک بعد از مدتها چشمش به ستاره ها افتاده. با هیجان رو به من می کند و می گوید: مامی، ستایه! ستایه ها بالا هستن. سر می خورن. قل می خورن. می یان پایین. ستایه ها شوطونن!!!!!!!! (ستاره ها شیطونن) (بالا و پایین هم اغراق شده و خیلی غلیظ می گوید)
4- بعد هم سرش را روی بالش می گذارد و در حالی که بالاخره از شیطنت زیاد پلک هایش روی هم می افتد، زمزمه می کند: سشانس (ورژن جدید سوشیانس) بخوابه، ستایه ها می خوابن!
5- بچه ها در سنین زیر سه سال و حتی بعدش هم در مقایسه با والدین احساس نادانی و ناتوانی مدام می کنند و باید دایما به آنها یادآور شد که دختر/پسر خوب و دوست داشتنی ای هستند. من هم روزی چندبار او را با صفات مثبت مثل: خوشگل-باهوش- مهربان-باشخصیت-نازنین-خوب و... تحسین می کنم.
او هم برای خر کردن بنده از همین صفات استفاده می کند. هفته پیش داشتم آشپزی می کردم که آمده توی آشپزخانه. با عشوه می گوید: مامی "با شخصیت" هشت تا قند بده سشانس بخوهه(سوشیانس بخوره)!!!!!!!!!!!!
6-دارم ترجمه می کنم. می آید کنارم می ایستد: مامی چَکار می کونی؟ ترجمه می کونی؟ ترجمه نکن. ترجمه بد ه. سشانس بفل. سشانس بوس.(ترجمه بد هست. به جایش سوشیانس را بغل کن. بوس کن.)
7- بعد از حمام، می گویم: عافیت پسرم. می گوید: حموم دامادیت! (یادم رفته بگویم یادآوری می کند.)
8- مادرم عکس عروسیش را با پدرم به من هدیه داده است. سوشیانس قاب را می گیرد و نگاه می کند. می پرسم: سوشیانس تو بزرگ بشی انشاله داماد میشی یا عروس؟
سوشیانس: داماااااااااااااد خوشل!(داماد خوشگل)