Daisypath Happy Birthday tickers
در ادامه سه گانه پیش - دلبند
 
 
 
در ادامه سه گانه پیش
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٢  

1- در رابطه با پست قبل، به خاطر نظرات بعضی از دوستان مجبورم مطلبی در تکمیل آن اضافه کنم. برخی از روانشناسان نظیر فروید به ذاتی بودن سایق پرخاشگری در انسان اعتقاد دارند. کما اینکه فروید می گوید که همان طور که سایق زندگی در جهت تامین نیازهای ما برمی آید، سایق پرخاشگری در جهت تخریب و ویرانی وجود ما عمل می کند. تا یادم نرفته هفته گذشته در کتاب معنای زندگی تری ایگلتون خواندم که از نظر فروید غایت زندگی مر..(دوست ندارم کلمات تلخ در وبلاگ سوشیانس بنویسم. جای نقطه چین "گ" بگذارید.) است چرا که در آن وضعیت، تنها حالتیست که "خود" از گزند و آسیب در امان است و ما همگی در تلاش برای حفظ "خود" هستیم. که خوب منهای درستی و نادرستی اش، به نظر من در وهله ی نخست تکان دهنده بود. اما برخی دیگر از روانشناسان خصوصا رفتارگرایان معتقدند که این مقوله یعنی پرخاشگری اکتسابی بوده و حاصل ناکامی های اجتماعیست.
دوستی برایم کامنت گذاشته بود که پسر گلش (که من عاشقش هستم) قبلا از بچه ها کتک می خورده و الان خودش دیگران را کتک می زند. در کتاب قبلی ام که ترجمه اش شب عید به پایان رسید، در بحث قلدری و زورگویی فصلی داشت که در آن گفته شده بود که برخی از افراد ضعیف پس از اینکه مدتی تحت زورگویی افراد قلدر قرار می گیرند، به این نتیجه می رسند که اگر خودشان از همه قویتر و بزن بهادرتر باشند، یادم است اصطلاح Top Dog را به کار برده بود، دیگر قربانی زورگویی دیگران نمی شوند و بدین ترتیب به منظور حفاظت از خودشان، به قلدر و بزن بهادر تبدیل می شوند. یعنی در این افراد پرخاشگری یک ویژگی انطباقی در جهت سازگاری با محیط است نه یک خصیصه شخصیتی.
برای درمان پرخاشگری میان کودکان، سعی کردم مقالات مناسبی از اینترنت پیدا کنم اما در مدت زمان کمی که داشتم، نتوانستم به مقاله ای شسته و رفته و معتبر که راه حلی غایی برای این مورد ارایه کرده باشد، دست یابم.  نظر شخصی من این است که درمان پرخاشگری نیاز به تعامل مستقیم و پیگیرمیان والدین کودک پرخاشگر با فرزندشان و در صورت نیاز کمک از مربیان و یا مشاوران روانشناسی دارد.
قدم اول رفع عوامل تنش زا از زندگی کودک و درک علل پرخاشگری در اوست. این سوال را از خود بپرسیم که چرا و تحت چه شرایطی کودک پرخاشگری می کند؟ و چه عواملی سبب تشدید آن می شود؟ مثلا، آیا والدین در خانه با پرخاشگری نسبت به هم یا به کودک رفتار می کنند؟ آیا کودک زیاد تنبیه می شود؟ (حرصم در می آید از والدینی که وقفه یا تایم آوت نقل محفلشان است و برای اثبات مدرن بودن خود راه به راه بچه بیچاره را تنها به اتاقش می فرستند تا درباره کار بدش فکر کند.) به قول همین کتابی که الان در حال ترجمه اش هستم، در این شرایط کودک عمرا فکر نمی کند و اگر هم فکری به سرش خطور کند فقط احساس خشم و نفرت نسبت به والدین و کشیدن نقشه انتقام است. آخر مگر خود ما که بزرگسالیم، در حالت عصبانیت فکر می کنیم؟!
نکته بسیار جالبی که در همین کتاب به آن اشاره شده است، این است که کودکی که کودکان دیگر را می زند، در حقیقت فاقد احساس همدلیست. ببینید دوستان ما یک احساس همدردی داریم (Sympathy) و یک احساس همدلی (Empathy). همدردی به احساس غم برای غم دیگران است در حالیکه ما خودمان قبلا آن شرایط را تجربه نکرده باشیم. مثلا، من برای دوستم که فرزند نوجوانش سیگار می کشد، احساس همدردی می کنم. اما احساس همدلی، همدردی در شرایط پیش تر تجربه شده است. مثلا، من نسبت به دوستی که نوزادش به علت زردی در بیمارستان بستری شده، احساس همدلی می کنم. در این کتاب، همدلی به درونی کردن درد دیگران در هنگام آسیب زدن ما به آنها اطلاق می گردد. اگر کودکی خواهر و برادر کوچکترش را می زند، در واقع نمی داند که این عمل او در فرد قربانی درد یا احساس تحقیر و ناراحتی ایجاد می کند، یا اینکه بدتر، می داند و اهمیتی نمی دهد. در این کتاب همدلی اساس رشد اجتماعی معرفی شده است. منظور این است که شالوده و بنیان تعاملات با دیگران را احساس همدلی تشکیل می دهد. اگر کودکی فاقد همدلیست، از نظر رشد اجتماعی هیچ ندارد.
لذا پس از علت یابی و حذف عوامل تنش زا مثل برنامه های تلویزیونی، یا دعوای والدین، یا استفاده از رویکرد قدرت و زور در تربیت بچه، نوبت به گسترش احساس همدلی در کودک می رسد. کودکی را که بچه دیگری را کتک زده از محل دور کنید، به جای خلوتی بروید و در کنارش بمانید تا آرام شود. بعد به او بگویید که وقتی فلانی را می زند، او دردش می گیرد و ناراحت می شود. و ما نباید دیگران را ناراحت کنیم. و بعد راجع به احساس خودمان هم با او صحبت کنیم. مثلا: وقتی تو بچه های دیگر را می زنی، من از دستت عصبانی می شوم. یا پیش مادر/پدر فلانی (کودک کتک خورده) احساس خجالت و شرمندگی می کنم. تو که اینقدر بچه خوب و فهمیده ای هستی، نباید کاری کنی که مامان/بابا/مربی/ دوستت (هرکسی که نظرش برای کودک مهم است) از دستت ناراحت شوند. تو دوست داری که بچه دیگری تو را بزند؟ وقتی کودک جواب داد نه، بگویید خوب فلانی هم مثل تو دوست ندارد کتک بخورد. دردش می آید.
(ضمنا معنای وقفه این است نه تبعید به داخل اتاقش) در حالات و شرایط دیگر هم، مدام خودتان را جای دیگران بگذارید و احساس همدردی یا همدلی خود را ابراز کنید. باید مهربان باشیم تا فرزندانی مهربان داشته باشیم. این راه حلی بود که به ذهن من مادر می رسید. من نه روانشناسم نه اینکه شخصا با این مشکل رو به رو بوده ام. در حقیقت، مشکل من این است که چه کار کنم که سوشیانس از بچه های دیگر کتک نخورد.
اگر در این مورد مطلبی به ذهنتان می رسد، ممنون می شوم که راهنمایی ام کنید.
2- فریدای عزیز مامان گل رایا جان، لطف کرده بود و سر کلاس بادبادک، دو کارت بلیط تخفیف دار برای نمایش جیک جیکو در مزرعه به من و لیلا جون مامان مارتیا خوشگله داد. ما هم با اکثر بچه های کلاس، خانوادگی تصمیم گرفتیم که بچه ها را به دیدن این تاتر موزیکال بچگانه ببریم. روز جمعه رفتیم و نمایش را در تالار هنر دیدیم. فریدای عزیزم، خیلی خیلی ممنونم که این بلیط را در اختیار ما گذاشتی و پای ما را به تاتر کودک باز کردی.
نمایش جیک جیکو در مزرعه کاری از گروه ستاره های جادویی، به کارگردانی و نویسندگی :حسین مزینانی  و بازیگری: حسین مزینانی-امیر آقاخانی زادی- عباس مزینانی- جواد توکلی-ملیحه مقیمی-آنا نمکچیان و باصدای مهشید اژده فر است.
ازتاریخ 2۱ فروردین ۹۰ در تالار هنر به روی صحنه رفته است و تا پایان اردیبهشت هم ادامه دارد. ساعت اجرایش هم  ۱۹است.
تلفن جهت رزرو بلیط: ۰۹۳۵۵۲۷۳۳۶۵
آدرس: خیابان مفتح جنوبی - جنب ورزشگاه شهید شیرودی - خیابان ورزنده - تالار هنر
علاوه بر این نمایش، در همین بازه زمانی، نمایش یه خورشید مهربون با دو تا موش نادون نیز در ساعت 17:30 نیز اجرا دارد که سعی می کنیم سوشیانس را به دیدن آن هم ببریم.
تلفن رزرو: 09396901680
نمایشی که دیدیم، در مجموع خوب بود اما ضعف هایی نیز داشت که این پست دیگر مجال پرداختن به آن را ندارد. اما در این وانفسای کارهای فرهنگی، تلاش گروه بسیار قابل ستایش است.
من به شخصه ترجیح می دهم کودکم را از همان اوان کودکی از طریق محصولات فرهنگی مناسب سن خودش فرهیخته بار بیاورم و خوب طبعا تاتر کودک یکی از آن ابزارهاست. 
موفق باشیم. قلب