Daisypath Happy Birthday tickers
سی ماهگی - دلبند
 
 
 
سی ماهگی
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٩  

پسر کوچولوی عزیزم
دو سال و نیمگیت مبارک.
انشاله صد سال زنده و پاینده باشی.
دوستت دارم.

پ.ن.:
این شعر را با من می خواند، کلمات رنگی را سوشیانس می گوید:
گل پسرم رو قربون
تاج سرم رو قربون
می خواد بره مدرسه
بخون حساب و هندسه
بزرگ بشه زن بگیره
عروس برا من بگیره
خودش کنارم می شینه
زنش برام میز میچینه
آب می آره، نون می آره
پلو و فسنجون می آره
البته، بهنام همیشه قلقلکش می دهد و بهش می گوید کلک چرا "مدرسه" و "هندسه" را زیر لب می گی، ولی "زن" رو خیلی خوب و محکم ادا می کنی؟!!!!!!!!!خنده
کلمات را جمله وار کنار هم می چیند. پدرش روی تخت دراز کشیده بود، گفتم میری بابا رو صدا کنی چای بخوریم؟
رفته بالای سرش، بوسش می کند و می گوید: بینام بینام پاشیم مامی چاین! (=بهنام بهنام پاشو مامی چای درست کرده)، بعد که افاقه نکرد، موهایش را کشید و دوباره جمله فوق را گفت. جواب که نداد، آمده و به من می گوید: بابا خواب، مامی چاین! (بابا خوابیده، مامی تنهایی چای بخورد) هورا

پ.ن.٢: دوستان عزیز،

کسی درباره آشیانه کودک و نوجوان، به عنوان مهد کودک، اطلاعاتی یا تجربه خاصی دارد؟ 

ممنون می شوم مرا در جریان بگذارید.