Daisypath Happy Birthday tickers
بادبادک - دلبند
 
 
 
بادبادک
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٩  

دوستان گلم

موسسه بادبادک برای دوره های پاییز کودک و موسیقی ٣-٢ سال و هنر و خلاقیت٣-٢ سال رزرو می پذیرد. خواستم اطلاع رسانی کرده باشم که اگر کسی مایل است زودتر زنگ بزند، چون کلاس ها ظرفیت محدود ٨-٧ نفره دارند و خوب طبعا بچه های کلاس خودمان اکثریت مایلند که دوره ها را ادامه دهند و کلاس ها را زود پر می کنند.

من کلاس کودک و موسیقی را شخصا تا به حال تجربه نکرده ام ولی تعریفش را بسیار شنیده ام. هنر و خلاقیت هم که گل سر سبد کلاس های بادبادک است و بسیار توصیه اش می کنم. هم معلمش فرهیخته و مطلع است و هم بچه ها خیلی خوب با این کلاس ارتباط برقرار می کنند. تا این حد که در یکی دو جلسه اول کودک و بازی ٢-١ سال که تابستان شرکت کردیم، هنوز بچه ها در ریتم کلاس هنر و خلاقیت بودند و کارهایی را می کردند که مقدمه فعالیت های خاص آن کلاس بود.

پ.ن.: مطلبی هم راجع به کامنت ها هست که می خواستم با شما در میان بگذارم: بارها شده که مادران عزیز و دوستان گلم که در شهرستانها زندگی می کنند، اغلب به شکل خصوصی درد دل و اظهار تاسف کرده اند که چرا موسساتی شبیه بادبادک در شهر آنها وجود ندارد تا بچه ها بتوانند از آن منتفع شوند. در خوب بودن بادبادک شکی نیست. اگر خوب نبود که والدین ترمی نزدیک به صدهزار تومان هزینه نمی کردند و از آن مهم تر در سرما و گرما از صد مشغله خود نمی گذشتند تا وقت بگذارند و بچه را از شش ماهگی کلاس بیاورند. اما این به این معنی نیست که بچه هایی که در این کلاس ها شرکت نمی کنند خیلی از بچه هایی که این دوره ها را طی کرده اند، عقب ترند. رک بگویم مهمترین کارکرد این کلاس ها با هم بودن بچه هاست. الان که زندگی ها آپارتمانی شده و مشکلات معیشتی و بالا رفتن سن ازدواج و هزار فاکتور دیگر خانواده ها را به سمت تک فرزندی سوق داده است، بچه ها کمتر با گروه همسالان در ارتباط قرار می گیرند. هیچ یک از اقوام و دوستانی که ما با آنها معاشرت می کنیم، برای مثال بچه حتی یکی دو سال بالاتر از سوشیانس را هم ندارند وای به حال هم سن. این بچه مدام با بزرگسالان در ارتباط است. این کلاس تنها فرصتی است که بتواند به قول خود با چهار تا "نانا"ی همسن درآمیزد. من چه بگویم که همه خود استادید اما محض تکرار عرض می کنم که در غیاب این کلاسها، حتی اگر شده با یکی دو مادر دوست شوید که بچه های هم سن دارید و هفته ای یک بار بدون قایل شدن تشریفات و مهمانی بازی دور هم جمع شوید و بگذارید بچه ها با هم باشند. از وسایل ساده ای چون گواش و ماژیک های کرایولا که هم سمی نیستند و هم کاملا قابل شستشو هستند، خمیرهای بازی، کاغذ و چسب و قیچی های کاغذبری ایمن مخصوص کودکان و اسباب بازی های متناسب با سنشان استفاده کنید تا جریان تفکر و خلاقیت در آنها جوشش پیدا کند. به سمت کاری که قرار است انجام دهند، هدایتشان کنید اما چیزی را به آنها دیکته نکنید. مثلا وسایل نقاشی را در اختیارشان بگذارید و با آنها رنگ بازی کنید اما از کشیدن چشم چشم دو ابرو و غیره خودداری کنید. برایشان کتاب قصه (ترجیحا شعر) بخوانید در حالی که خودشان بتوانند تصاویر کتاب را ببینند. بعضی قسمت ها را به دلخواه و صلاحدید خود سانسور کنید. مثلا حتی در کارهای استاد گرامی ناصر کشاورز مواردی دال بر تنبیه بدنی ملایم مادر نسبت به بچه ها وجود دارد. برایشان موسیقی گزینشی بگذارید، مثل سی دی های شعرهای کودکانه و آرام و ساده متناسب با ریتم با بچه ها حرکات موزون انجام دهید. (ترجیحا ن ر ق ص ی د، چون ر ق ص پیچیده است و تقلیدپذیری اش را برای بچه ها مشکل می کند.) کلاس های بادبادک هم از همین مولفه ها استفاده می کند. مثلا از اسباب بازی های بزرگ و گرانقیمت اصلا در آنجا خبری نیست. چرا که معتقدند بچه ها را از تفکر و خلاقیت باز می دارد و پرتوقع بارمی آورد.

دلیل اینکه آن اوایل من شرح مبسوطی از روند کلاس ها می نوشتم بیشتر به خاطر دوستان مهربان شهرستانی بود. اما مربی دوره از من خواست که ادامه ندهم چون معتقد بود ممکن است نتوانم دقیقا آنچه را که در کلاس روی می دهد، به خواننده انتقال دهم و باعث تقلید ناقص و اشتباه شوم که البته کاملا حرفش منطقی بود. ما در فلسفه رولان بارت، از فلاسفه پسامدرن فرانسه، نظریه مشهور مرگ *مولف را داریم که به طور خلاصه می گوید هنگامی که مولفی (اعم از نویسنده، شاعر، نقاش، فیلمساز، مجسمه ساز و..) اثری را تولید می کند، تا زمانی که کار زیر دستش است بر متن استیلا دارد. به محض اینکه متن به خواننده، بیننده یا شنونده می رسد، از زیر سیطره اش خارج می شود و در حیطه قدرت همین خوانندگان و بینندگان و شنوندگان قرار می گیرد که آنها بنا به پیش زمینه های ذهنی قبلی خود و به خاطر پیچیدگی های ذاتی درون متنی و بینامتنی و چند لایه بودن زبان، تفسیر خاص خود از آن می کنند که چه بسا صد و هشتاد درجه با خواست پدیدآورنده آن متفاوت باشد.

در کتب افلاطون هم به همین دلیل از نوشتار به عنوان فارماکون یا تریا*ق (تریا*ک) یاد می شود که هم جنبه شفابخشی دارد و هم می تواند کشنده باشد.

در هر حال، در این کاینات بی انتها، هیچ انرژیی از بین نمی رود و هیچ تلاشی بی ثمر نمی ماند. هر جا که هستیم و هر گونه امکاناتی که در اختیار داریم، چون صادقانه و ایثارگرانه کمر به تربیت کوچولوهای قشنگمان بسته ایم، به لطف خدای متعال فردا ثمره اش را خواهیم دید. مهم این است که دست از تلاش برنداریم و همیشه به آینده امیدوار باشیم و از خداوند بخواهیم که اذهان بچه ها را چون خاکی حاصلخیز برای پرورش بذرهای نیکو آماده کند که فردای بهتری بسازند.

آمین.