Daisypath Happy Birthday tickers
سوشیانس در لبنان(1) - دلبند
 
 
 
سوشیانس در لبنان(1)
ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧  

سلام
بالاخره ما برگشتیم.

بعد از دو سال و نیم که به آخرین سفرمان قبرس رفته بودیم و بعد از آن درگیر پروژه مردافکن بارداری و زایمان و نوزادداری شده بودیم، به لطف خدا بالاخره از غارمان بیرون آمدیم و چشممان به آسمان آبی افتاد. برای من، به شخصه، کمتر کاری در دنیا به زیبایی سفر کردن و آشنایی با تاریخ و تمدن و فرهنگ های گوناگون و مردم مختلف است. امسال هم عید، خدا کمکمان کرد و تور یک هفته ای لبنان را از ششم تا سیزدهم فروردین گرفتیم.
این اولین سفر خارجی سوشیانس بود که واقعا از صمیم قلب هم برای او و هم دوستان کوچولوی وبلاگیش آرزو می کنم که در طول زندگی درازشان، کشورهای زیادی را ببینند و از زیبایی های منحصر به فرد تاریخی و طبیعی آنها لذت ببرند. واقعا این تبلیغ را دوست دارم که می گوید جهان کتابی است که با سفر خوانده می شود.
من هم برای سوشیانس که برایش به یادگاری بماند و هم برای دوستانی که ممکن است علاقمند به سفر به این کشور زیبا باشند، خلاصه ای از مهم ترین جاهای دیدنی لبنان را که دیدیم، می نویسم.

کشور لبنان کشوری کوچک و کوهستانی در غرب آسیا و خاورمیانه‌ و در کنار ساحل شرقی دریای مدیترانه است و پایتخت آن شهر بندری بیروت است. لبنان از شمال و شرق با کشور سوریه، از جنوب با فلسطین و از غرب با دریای مدیترانه‌ همسایه است. واژه‌ لبنان از واژه‌ سامی «لبن» که‌ اشاره‌ به‌ قله‌های سفید کوهستان‌های لبنان دارد، گرفته‌ شده‌ است.

یکی از زیبایی های بی نظیر لبنان شهر تاریخی بعلبک است که قدیمی ترین شهر دنیا محسوب می شود. بعلبک در دره بقاع در بلندی ۱۱۷۰ متر از سطح دریا و در شرق رود لیطانی واقع شده است.  شهر بعلبک یکی از شهرهای قدیمی خاورمیانه محسوب می شود که سابقه تمدن در آن به ۹ هزار سال قبل از میلاد می رسد. بعلبک یک کلمه فینیقی به معنای شهر آفتاب است: بعل به معنای آفتاب و بک به معنای شهر. پس از اشغال این شهر توسط اسکندر مقدونی در حدود ۳۰۰ سال قبل از میلاد، نام شهر را به هلیوپولیس تغییر داد: هلیو به معنای آفتاب در زبان یونانی و پولیس نیز به معنای شهر. پس از آنکه رومیان به قدرت رسیده و دولت فینیقی ها را نابود کردند، به تدریج برای رفع نیازهای مذهبی و همچنین هدیه به خدایان خود تصمیم به ساخت مجموعه معابدی گرفتند که در دنیا نظیر نداشته باشد.سه معبد ژوپیتر، باخوس (باکوس)  و ونوس به تدریج در طول ۳ قرن اول بعد از میلاد به همراه متعلقات انها در این منطقه بنا شدند که نمونه ای از شکوه معماری روم باستان است.در سال ۳۱۲ میلادی، کنستانتین امپراطور روم مسیحیت را دین رسمی اعلام کرد و همین باعث شد تا این معابد ار رونق افتاده و به دست فراموشی سپرده شوند. درهای برنزی و همچنین سقف چوبی ان که از چوب درخت ارز(نماد کشور لبنان که عکس آن روی پرچم این کشور نیز هست) بود، کنده شده و به سرقت رود. در سال ۴۴۰ میلادی تئودوسیس معبد ژوپیتر را تخریب و از سنگ هایش برای ساخت کلیسا در حیاط این مجموعه استفاده کرد.همچنین زلزله های متعدد در طول قرنهای گذشته نیز باعث تخریب بخشهایی از این مجموعه شد. در دوره اسلام نیز این شهر بدست مسلمانان افتاد و از سنگهای این معابد برای ساخت مسجد استفاده کردند. این معابد رومی در طول تاریخ بارها توسط حمکرانان مختلف اشغال و هر کدام بنا بر سلیقه خود در آن تغییراتی را اعمال کرده اند. نوع معماری این معابد یکی از سوالات بی پاسخی هست که هنوز جوابی برای ان یافت نشده است.دیوار سمت غربی معبد ژوپیتر از سه تخته سنگ عظیم که هر کدام حدود هزار تن وزن دارد، ساخته شده است. استخراج و  نحوه انتقال این سنگهای عظیم به محل ساخت معبد یکی از سوالات بی پاسخ دانشمندان و باستان شناسان است.یکی از فرضیه های مطرح شده این است که احتمالا این تخته سنگهای عظیم در این محل وجود داشته است و اصلا همین موضوع باعث شده تا امپراطوری روم دستور ساخت معابد را در شهر دور افتاده ای مثل بعلبک بدهد. همچنین  ستونهای گرانیتی بکار رفته در ساخت معابد نیز از مصر آورده شده است. نوع انتقال انها نیز جالب توجه است؛ بدین صورت که این ستونهای بزرگ گرانیتی بر روی اهرمهای چوبی قرار داده می شد و از طریق رود نیل و دریای مدیترانه به بندر طرابلس در شمال لبنان منتقل می شد. از آنجا که بین طرابلس و بعلبک کوههای عظیمی قرار گرفته است، بنابراین آنها مجبور به انتقال ستونهای سنگی به شهر حمص در سوریه شده و سپس از طریق دشت بین حمص و بعلبک آنها را به صورت قل دادن به معابد رسانده اند. تکنیک بکار رفته در ساخت معابد نیز بی نظیر است، بدین صورت که در ساخت فقط از سنگ استفاده شده و هیچگونه ملاطی استفاده نشده است. ستونها بوسیله گیره های آهنی بهم وصل شده اند( البته با روکش سرب تا از زنگ زدگی آهن جلوگیری کند).مجموعه معابد بعلبک شامل ۶ بخش است:دروازه ورودی، حیاط شش ضلعی، حیاط بزرگ و قربانگاه، معبد ژوپیتر، معبد باخوس و معبد ونوس.

دیدنی بسیار زیبای دیگر غار جعیتا گروتو است که در فهرست عجایب هفتگانه دنیا قرار دارد. این غار در 20 کیلومتری شمال بیروت و در دره کارستی نهر الکلب بوجود آمده است.این غار دارای ساختمانی بسیار پیچیده و دو طبقه است که در دالانها و تالار های پایینی آن قسمتی از رود الکلب جریان دارد. غار پایینی در سال 1836 توسط یک کشیش بنام ویلیام تامسون و غار بالایی توسط یک غار نورد لبنانی در سال 1953 کشف گردید. طول این غار 9 کیلومتر بوده و در سال 1999 به عنوان یکی از عجایب 7 گانه طبیعت لقب گرفت. غار علیا در سال 1958 کشف و از سال 1969 قابل بازدید برای عموم است. این غار بزرگ که طول آن 2130 متر است، دارای استلاگمیت و استلاگتیت های بزرگ و زیبایی است که فقط 750 متر آن برای بازدید کنندگان قابل دیدن است. این غار خشک بوده و آبی در ان جریان ندارد. از نکات جالب توجه وجود چشمه ای در  انتهای مسیر قابل بازدید غار است که  چشمه آرزوها نام دارد  و بازدیدکنندگان آن را پر از سکه کرده اند! غار سفلی که در آن آب جریان دارد، در 1836 میلادی کشف و از سال 1958 برای بازدید کنندگان گشوده شده است . طول این غار 6200 متر است. برای رفتن به غار سفلی که حدود 60 متر با غار علیا فاصله دارد، باید سوار قطارهای کوچکی شد. نفستان از زیبایی این همه استلاگمیت و استلاگتیت آهکی زیبا می گیرد.

از زیبایی های داخل شهر بیروت می توان برای نمونه از میان هزاران زیبایی این شهر به مناطق روشه و داون تاون اشاره کرد. روشه یکی از گرانترین مناطق شهر بیروت است که در  غرب این شهر واقع شده است. برجهای چند طبقه، هتل های بزرگ چند ستاره و ساختمانهای اداری تجاری بزرگ این منطقه را در شهر کاملا متمایز کرده است.البته بیشتر شهرت این منطقه از شهر بیروت به خاطر وجود دو صخره بزرگ در داخل آب و نزدیک ساحل است که به صخره عشاق یا صخره خودکشی هم شهرت دارد.این صخره های معروف که یکی از نمادهای شهر بیروت نیز هستند، در انتهای خط ساحلی معروف به کورنیچ قرار دارند. درباره این صخره ها افسانه های زیادی وجود دارد. گفته می شود برای اولین بار دختری به نام روشه پس از ناکامی در یک ماجرای عشقی خود را از بالای آن به دریا پرت می کند و به همین خاطر به این منطقه روشه گفته می شود. همچنین بر اساس روایت دیگری، پس از مرگ یک خواننده مصری  یکی از هواداران او خود را از بالای صخره معروف به آب پرت کرده و خودکشی می کند. گفته می شود پس از آن ماجرا  تاکنون چندین نفر در این منطقه و با پرت شدن از روی صخره معروف روشه خودکشی کرده اند! که بیشتر آنها به خاطر ناکامی در رسیدن به معشوق بوده است.

داون تاون در منطقه مرکزی بیروت واقع شده است که در واقع قلب تپنده این شهر محسوب می شود. داون تاون از سمت شرق با اشرفیه و از سمت غرب با خیابان حمرا و روشه همسایه است و نقطه شروع خط ساحلی کورنیچ نیز از داون تاون است. میدان نجمه یا برج ساعت، میدان شهدا، و منطقه سولیدر سه بخش اصلی داون تاون هستند. برج ساعت در دوران تسلط فرانسویان بر این منطقه ساخته شده است و در شب زیبایی خاصی دارد.میدان شهدا نیز به خاطر مجسمه معروفش مشهور است و منطقه سولیدر که در دوران استعمار فرانسویان مرکز شهر بیروت محسوب می شده است، اما در دوران جنگ داخلی به کلی خراب شد و در دهه ۹۰ بازسازی شد. پس از پایان جنگ داخلی در اوایل دهه ۹۰ در لبنان، شرکتی توسط رفیق حریری به نام سولیدر تاسیس شد که کار بازسازی داون تاون را بر عهده گرفت. گفته می شد که بیشتر املاک این منطقه نیز متعلق به خاندان حریری است. مثل تمام واکینگ استریت های دنیا، داون تاون نیز خیابانی پر از کافه ها ، رستورانها و فروشگاههای متعدد است و به خصوص در شب زیبایی خاصی دارد. قدم زدن در خیابانهای باریک سنگفرشی محصور شده در میان ساختمانهای بلند گرانیتی حس و حال خاصی به آدم می دهد. ساختمان پارلمان و کاخ ریاست جمهوری لبنان به فاصله کمی از برج ساعت قرار دارد و در کنار ان آثار باقیمانده حمامهای رومیان از دوران امپراطوری روم شرقی دیده می شود. مسجد محمد امین(ص) در منطقه داون تاون و نزدیک میدان شهدا قرار دارد و درخشش گنبد آبی رنگ ان در شب جلوه زیبایی به منطقه می دهد. این مسجد بزرگ نیز در زمان نوسازی منطقه داون تاون ساخته شده  است. همچنین قبر رفیق حریری نخست وزیر سابق لبنان که در سال ۲۰۰۵ ترور شد، در نزدیک مسجد واقع شده است. قبر او  و ۲۱ همراهش که در ان حادثه کشته شدند در این مکان واقع شده است و روی مقبره با گلهای طبیعی تزئین شده است که هر دور روز یک بار تعویض می شود.
پ.ن.: من مطالبی را برای تهیه سفرنامه لبنان تهیه کرده بودم که بنا به اتفاق به وبلاگ یاداشتهای سفر به لبنان برخوردم که به حق بسیار کامل تر و جامع تر به این کار پرداخته بود. لذا از مطالب ایشان به اقتباس خودم استفاده بسیار کردم که گفتم به رسم امانتداری و تشکر در اینجا ذکر کنم.

فکر نکنید تمام شد، ادامه دارد.تعجبنیشخند