Daisypath Happy Birthday tickers
دلبند
 
 
 
سفر به مالزی 2
ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۳۱  

بلندی های برجایا
این مجموعه با بناهایی به سبک معماری قرن شانزدهم دهکده های منطقه آنراس فرانسه، یک منطقه تفریحی کوهستانی در فاصله چهل و پنج کیلومتری از شهر کوالالامپور و در ارتفاع بیش از 2700 پایی است. این مرکز تفریحی در منطقه بوکیت تینگی و از مناطق خوش آب و هوای اطراف کوالالامپور قرار دارد که هوای آن در شب بسیار خنک و مطبوع بوده و در هنگام صبح نیز مه صبحگاهی منطقه منظره بسیار دل انگیزی را برای بازدید کننده مجسم می کند.

بخش اصلی این مرکز را هتل بزرگ و زیبایی تشکیل می دهد که پیش تر قلعه بوده و در دوسوی یک خیابان کوچک، هتل های کوچک تر دیگری حال و هوای روستاهای اروپایی را برای بازدید کننده زنده می کنند.
اجرای ر ق ص های قدیمی اروپایی هم از جاذبه های بسیار جالب این منطقه است.
در مسیر بازگشت شاتل هایی هستند که علاقه مندان را تا باغ ژاپنی برده و از آنجا دوباره به همین نقطه بازمی گردانند. در باغ ژاپنی، می توانید لباس کیمونو و سامورایی بپوشید و با پس زمینه ی خانه و باغ ژاپنی عکس بگیرید.

پارک آبی سان وی لاگون مالزی
مجموعه تفریحی سان وی لاگون که بیشتر به خاطر پارک آبی آن معروف می باشد، یک مجموعه تفریحی و توریستی بزرگ می باشد که در سال 1993 افتتاح شده و در چند سال گذشته، همواره  رتبه اول را درجذب گردشگر در مالزی را به خود اختصاص داده است.

مجموعه پارک سان وی لاگون از 5 پارک مجزا به شرح ذیل تشکیل شده است که هریک از آنها مجموعه بزرگ و بی نظیری از سرگرمی هاست:پارک آبی،  پارک سرگرمی ها،  پارک بی نهایت،  پارک حیوانات(باغ وحش) و پارک وحشت
در دنیای آب این مجموعه، استخر های بازی و شنای کودکان و بزرگسالان، استخر موج، رودخانه خروشان و سرسره های بزرگ و متنوع آبی طراحی و اجرا شده است. دو برج قلعه مانند در دو سوی این پارک قرار دارد و مابین این دو برج، یک پل کابلی با کف چوبی در ارتفاع بسیار بالا کشیده شده است که عبور از روی آن هیجان انگیز و دیدنی است. این پل عرضی حدود یک متر و طولی حدود دو کیلو متر دارد و از روی آن می توان پارک آبی را از بالا نظاره کرد.
سر خوردن از سرسره های آبی (با تیوپ و یا بدون تیوپ)، گردش در یک مسیر آرام آبی بر روی تیوپ بادی و گذر از زیر تونل ها و آبشار های مصنوعی ساخته شده، از دیگر زیبایی های این مجموعه است. در این مجموعه زنان و مردانی با لباسهای سرخپوستی و با نیزه ای در دست و صورت های رنگی با مردم عکس می گیرند. در قسمتی دیگر، یک سطل بزرگ در ارتفاع وجود دارد که به مرور از آب پر می شود و بر روی افرادی که زیر آن لحظه شماری ریختن آب را می کنند، واژگون می شود و سپس فریاد شادی آنها از ریختن این آب به هوا بر می خیزد.
شهربازی از دیگر قسمت های این مجموعه بزرگ است. بازی های بزرگ و هیجان انگیزی که واقعا انسان حتی از دیدن آنها وحشت می کند، چه رسد به سوار شدن در آنها. باغ وحش از دیگر سرگرمی های آن است که برای بچه ها جذابیت بیشتری دارد و سوشیانس از دیدن حیوانات مختلف در آن خیلی هیجان زده شد.
پارک وحشت یا اسکریم و پارک بی نهایت یا اکستریم مناسب بچه ها نیست و فقط بزرگسالان می توانند از آن استفاده کنند.

باغ دریاچه ای کوالالامپور
باغ دریاچه ای کوالالامپور، پارک اصلی و مهم شهر می باشد که مساحتی بیش از 200 هکتار را در بر میگیرد . این باغ حفاظت  شده در اطراف دو دریاچه ساخته شده است که چشم اندازی از غنچه های مناطق گرمسیری . درختان و بونه های تزئینی با مجسمه های وزین ، درختان مردابی باشکوه و پارک های جالب و دیدنی دارد .

در محیط زیبای این پارک، مسیری هم برای افرادی که علاقه مند به پیاده روی و ورزش می باشند، در نظر گرفته شده است. چمنزارهای گسترده و انبوه و تپه های موج دار و باغ های زراعتی قرار دارد. این مجموعه، شامل امکانات وسیعی از قبیل زمین بازی، مسیرهایی برای پیاده روی باشگاه های ورزشی ، قایق رانی می باشد.
اینجا به ریه ی سبز کوآلالامپور معروف است و برای بازدید از آن هیچ هزینه ای دریافت نمی شود. درست در داخل شهر و در نزدیکی مراکز معروفی همچون مسجد و موزه هنرهای اسلامی، باغهایی حاوی مکان های پر طرفدار برای بازدید بنا نهاده شده اند. قدیمی ترین باغ دریاچه کوآلالامپور مراکزی همچون یادمان ملّی، پارک آهوان، پارک پروانه ها، پارک پرندگان، باغ ارکیده و باغ گیاهان را به یکدیگر پیوند داده است.

برج مخابراتی کوالالامپور
این برج با ارتفاع 421 متر پنجمین برج بلند دنیا به شمار می رود . سالن بازدید آن، در طبقه ی اول بالای برج در ارتفاع 228 متری قرار دارد .

موزه ملی
موزه ملی مالزی در بنایی به سبک خانه‌های ساراواک (یکی از دو ایالت مالزی) دهه ۱۹۶۰ میلادی قرار دارد، این موزه مجموعه نمایشگاه‌هایی از تاریخ، اقتصاد، هنر‌، صنایع و فرهنگ مالزی را به نمایش گذارده است. گالری‌ها به آرامی در حال نوسازی هستند اما به نظر می‌رسد که بیشتر ویترین‌ها به دست‌آورد‌های امروزی اشراف و سیاست‌مداران مالایی اختصاص یافته‌اند.

ازجالب‌ترین بخش‌های موزه، می‌توان به ویترین‌های فرهنگی در بنای اصلی، گنج‌هایی از کشتی‌های غرق‌شده و خانه‌ای پادراز در حیاط که قبلاً به سلطان ترنگانو تعلق داشته است، اشاره کرد.

معبد تین هو
این معبد با شکوه چینی که بر فراز یک تپه واقع گردیده در واقع نسبتا نوساز بوده و در سال 1989 بنا گردیده و وقف سه الهه چینی از جمله (Thean Hou ) شده است . تازه ساز بودن این معبد معماری سنتی آن را تحت تاثیر قرار نداده و با ستون های سرخ فام خود برای آنانی که به معبد وارد می شوند، نوید بخش سعادت و خوشبختی است و هر دو نماد معماری سنتی و نوین را به نمایش می گذارد . وجود تندیس هایی زیبا از 12 حیوان صور فلکی چینی در این معبد باعث شده بسیاری از چینی ها این محل را برای مراسم عروسی خود برگزینند . همچنین زائران و بازدید کنندگان می توانند برای آگاهی از طالع خود از طالع بینانی که در معبد حضور دارند، بهره بگیرند.

موزه هنر‌های اسلامی
موزه هنر‌های اسلامی مالزی، تاریخ اسلام در مالزی را در موزه هنرهای اسلامی به نمایش گذارده است که یکی از بهترین مجموعه‌های هنر اسلامی در جهان است. بنای موزه خود، مملو از جزئیات زیبای معماری اسلامی است و گالری‌های موزه انواع فرش، اشیاء گوناگون، کاشی و سرامیک، جواهرات، اسلحه‌ها، نسخ خطی و قرآن‌ها، و پارچه‌ها را به نمایش گذارده‌اند. موزه همچنین بخش‌هایی برای معرفی معماری اسلامی و همچنین هنر چین و هند دارد.

دیدنی‌های جذاب موزه شامل بازسازی یک اتاق دوره عثمانی، طلاکاری‌ها و جواهرات و ماکت مساجد معروف در سراسر گیتی است.
مجموعه همچنین شامل یک رستوران با غذاهای خاورمیانه‌ای و یک فروشگاه بی‌نظیر از آثار هنری اسلامی است.

مسجد نگارا(مسجد ملی)
گنبد ستاره ای مسجد نماد 13 استان مالزی و اصول 5 گانه دین اسلام می باشد. مسجد بزرگ نِگارا، یا مسجد ملی مالزی، اصلی‌ترین نمازخانه مسلمانان کوالالامپور است. این مسجد در ۱۹۶۵ تأسیس شد و طرح بنای آن از مسجد بزرگ مکه الهام گرفته شده. این مسجد گنجایش ۵۰۰۰ نیایشگر را دارد و در میان ۱۳ هکتار باغ واقع شده‌است. گنبد چتری شکل و آبی رنگ آن هجده گوشه دارد که نشانی از ۱۳ ایالت مالزی و پنج رکن اصلی اسلام هستند. یک مناره ۷۴ متری بر فراز مسجد قرار دارد و صدای اذان آن را می‌توان در تمامی چاینا‌تاون نیز شنید. غیرمسلمانان نیز می‌توانند خارج از زمان‌های نمازگذاری از مسجد بازدید کنند. در نزدیکی این مسجد آرامگاه بزرگان مالزی به نام مقام پهلوان قرار دارد.

پارک پروانه ها ،  پارک پرندگان  و  باغ ارکیده
پارک پروانه کوالالامپور، مجموعه‌ای حیرت‌انگیز از بیش از ۶ هزار پروانه از ۱۲۰ گونه مختلف در بوم طبیعی خود. پارک پروانه همچنین بیش از ۱۵ هزار گیاه و گونه‌های گیاهی گوناگون برای بازآفرینی فضای جنگل‌های بارانی را شامل می‌شود. برخی از پروانه‌های رنگین کمانی که در قفس‌ها پرواز می‌کنند هیولاوار بزرگ هستند. گالری حشرات نیز بخشی دیگر از مجموعه است، جایی که از هیبت هزارپاها و عنکبوت‌های مالزیایی به لرزه می‌افتید.
باغ پرندگان شامل بیش از 3000 پرنده در 200 گونه ی محلی و غیر محلی می باشد که در 4 منطقه ی مجزا نگهداری می شوند.
باغ ارکیده که در آن نیز بیش از 500 نوع از این گیاه با رنگ و گلهای متفاوت دیده می شود. در این با بیش از 800 نوع از گل های ارکیده مالزی وجود دارد.

دیدنیهایی که در طی این سفر دیدیم بسیار بیشتر از اینها بود که شرح کامل آن در این وبلاگ نمی گنجد. تا همین جا هم، از همراهی یکایک تان ممنونم و امیدوارم این توضیحات هم برای سوشیانس به یادگار بماند و هم منبع فشرده و مناسبی برای علاقه مندان سفر به مالزی باشد.



 
سفر به مالزی 1
ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢۸  

هفته گذشته، به لطف خدای مهربان رفتیم مالزی. راستش اول قرار بود پکیج مالزی-سنگاپور را برداریم که با برداشتن ارز دولتی، مجبور به حذف سنگاپور شدیم تا بدین وسیله هزینه ها را کاهش دهیم. اما، در مالزی صد بار خدا را شکر کردیم که سنگاپور نرفتیم چون دیدنی های کوالالامپور عملا آن قدر متنوع و متعدد بود که گنجاندن سنگاپور در سفر، باعث حذف بسیاری از گشت ها می شد و بدون این که توانسته باشیم کوالالامپور را درست ببینیم، مجبور به بازگشت می شدیم.
مالزی در جنوب شرقی آسیا واقع شده است. این کشور از شمال با تایلند، از جنوب با سنگاپور و از غرب با اندونزی همسایه می باشد. مساحت این کشوربالغ بر سیصد و بیست و نه هزار کیلومتر مربع و جمعیت آن بیش از بیست و هفت میلیون نفر است. زبان رسمی باهاسا مالایا است ولی زبان انگلیسی به صورت گسترده ای صحبت می شود. دین رسمی این کشور اسلام است.
آب و هوای مالزی معتدل استوایی و واحد پول این کشور رینگیت می باشد. این کشور دارای 13 استان و پایتخت این کشور کوالالامپور است. ساکنان مالزی به سه نژاد مالایی، چینی و هندی تقسیم می شوند. مالایی ها 75%، چینی ها 30%، و هندی ها 10% بوده و باقی ساکنان مالزی را یوراشیان (اروپا ـ آسیایی ها) و مردم ایالت صباح و ساراواک تشکیل می  دهند.
تاریخ مالزی به 4 دوره ی قرن های آغازین، دوره استعماری، دوره استقلال و دوره پس از استقلال تقسیم می شود. قرون آغازین به 40000 سال پیش از میلاد  باز می گردد. دوران استعماری در سال 1819 آغاز می شود و پس از شکست ژاپن در جنگ جهانی، مالزی به استعمار انگلیسی ها در می آید. در سال 1957 مالزی استقلال خود را اعلام نموده و از آن پس، دوران پس از استقلال آغاز می شود که تا کنون هم ادامه دارد.

دیدنیهای مالزی
تنوع و گوناگونی فریبنده معماری کوالالامپور، محصول دوران‌های‌ توسعه ناگهانی آن است: از ساختمان‌های برازنده مستعمراتی گرفته تا بنا‌های بزرگ و بلندپروازانه ای چون برج‌های دوقلوی پتروناس . به این معجون، فستیوال‌های پرهیاهوی شهری و بازار‌های خیابانی را اضافه کنید تا شهری به دست آید که ارزش گشت و گذار و کشف را داشته باشد.

 
بر ج های دوقلوی پتروناس
این دو برج با 452 متر ارتفاع و 88 طبقه بلندترین برج های دوقلوی جهان می باشند. برج‌های دوقلوی پتروناس نماد شهر کوالالامپور، دفتر مرکزی شرکت ملی نفت و گاز پتروناس (واقع در یکی از برج ها)و تا همین اواخر بلند‌ترین برج جهان بوده است. این دو برج شیشه ای چون دو راکت متصل به هم بر فراز آسمان کوالالامپور قد کشیده‌اند و تمثیلی تمام عیار از رشد شهابی کوالالامپور، از معدنی کوچک به کلان‌شهری فضایی را رقم می‌زنند.

معمار آرژانتینی،سزار پلی،این برج‌ها را با الهام و بهره‌گیری از تلفیق نماد‌های جشن‌های سنتی و هنر اسلامی خلق کرده است. بنای ستاره‌ای هشت وجهی از کاشی‌های دوره اسلامی می‌آیند، پنج قسمت بنا از پنج رکن اسلام حکایت دارند و تاج برج‌ها نیز مناره‌های مساجد را به یاد می‌آورند.
این برج‌های دوقلو با احتساب آنتن بالای آن‌ها، ۴۵۲ متر ارتفاع دارند. تعداد طبقات هر برج ۸۸ طبقه است و جمعا ۷۸ آسانسور در این دو ساختمان فعال هستند. این دو برج از زیر توسط مرکز خرید سوریا به هم متصل هستند، همچنین پلی طبقات ۴۱ و ۴۲ این دو برج را به هم متصل می‌کند. ارتفاع این پل از سطح زمین ۱۷۵ متر و طول آن ۵۶ متر است.
کار ساخت این برجها از سال ۱۹۹۵ شروع شد و در زمانی کوتاه(دو سال و چهار ماه) در سال ۱۹۹۸ به اتمام رسید. دولت مالزی ساخت این برجها را به عنوان نماد پیشرفت اقتصادی این کشور در دستور کار خود قرار داد. امروزه برج‌های دوقلو پتروناس به یکی از نمادهای اصلی کوالالامپور و مالزی تبدیل شده اند.
شایان ذکر است به دلیل نزدیکی این برجها به مرکز نمایشگاههای مالزی (KLCC) ، این برجها نیز به اشتباه به برجهای KLCC معروفند، به شکلی که در سرتاسر جاده‌های مالزی، تابلویی که شما را به سمت این برجها هدایت می‌کند و عکسی از برجها را نیز داراست، به این برجها با همان نام KLCC اشاره می کند.
این برجها توسط ژاپنی‌ها و کره‌ای‌ها - هر کدام یکی از برجها - طی مسابقه‌ای برای تکمیل پروژه ساخته شده و سپس دو برج با پلی به هم متصل شده اند.
در طبقه پایین برجها مجتمع خرید بزرگ سوریا قرار دارد. من این مرکز خرید را خیلی دوست داشتم هرچند که با وجود حراج های 50 و 70 درصدی ماه رمضان، بازهم همه چیز آن قدر گران بود که ما فقط به خرید لباس وکفش واسباب بازی برای سوشیانس بسنده کردیم. مادرکر مارک محبوب من در کنار گپ و گس و سایر مارک های مشهور به عرضه لباس و کفش کودکان در این مرکز خرید مشغول است و در کنار نمایندگی مادرکر می توانید از چندین مغازه اسباب بازی فروشی بزرگ و پر از اسباب بازی های مرغوب از مارک های مختلفی مثل توماس اند فرندز و...لذت ببرید. در طبقه پایین KLCC ،آکواریوم کوالامپور وجود دارد. این مجموعه با 60000 فوت مربع مساحت، شامل انواع گونه های ماهی و آبزیان می باشد. آکواریوم کوالالامپور (کی‌ال آکواریا) یک آکواریوم بسیار بزرگ بوده که میزبان ۵۰۰۰ گونه مختلف آبزیان مناطق حاره‌ای است. این مجموعه، شامل یک تونل شیشه‌ای زیر آب به طول ۹۰ متر، نمایشگاه‌های مختلف پوشش‌های گیاهی و جانوران، آبزیان و گیاهان دریایی، کیوسک‌های اطلاع‌رسانی مولتی مدیا و فروشگاه هدایا است. برنامه‌های گوناگون آموزشی نیز بخشی از خدمات این مجموعه است.
تماشای غذا دادن به کوسه‌ها یکی از جذاب‌ترین برنامه‌های این آکواریوم است که همه روزه ساعت ۱۵ اجرا می‌شود.


پوترا جایا
این شهر پایتخت جدید سیاسی ـ اداری مالزی است. شهری جدید و مدرن که از کوالالامپور حدود ۲۵ کیلومتر فاصله دارد و در مسیر فرودگاه بین المللی  KL  قرار دارد. از نظر لغوی پوترا به معنای پادشاه و جایا به معنای موفق است. قدمت این شهر فقط 14 سال است و به شهر قانون مشهور است.

این شهر در سال 1996 بدستور دکتر مهاتمیر محمد  نخست وزیر وقت مالزی ساخته شد و  از نظر اداره سیستم های شهری به شهر هوشمند تشبیه شده است و  توسط دوربین های مداربسته مدیریت می شود و بر پایه مولتی مدیا ساخته شده و نظم و انضباط و زیبائیهای آن واقعا دیدنی و معماری ساخت آن نیز ترکیبی از معماری اسلامی و مدرن غربی است. پوتراجایا پایتخت جدید سیاسی مالزی محسوب می شود و کارکنان دولت عمدتا در این شهر زندگی می کنند. ساختمانهای شیک و خیابانهای زیبا و عریض و بعضا سنگ فرش شده نظر هر بازدید کننده ای را به خود جلب می کند. از ترافیک موجود در سطح شهر هم خبری نیست و اتومبیل ها به راحتی و بدون توقف در حرکت هستند.
در مرکز این شهر دریاچه مصنوعی  ایجاد شده که پل های زیبائی بر روی آن ساخته اند که از معماری های مختلف بهره گیری شده که من جمله می توان به پل خواجوی اصفهان و الکساندر سوم فرانسه اشاره کرد.  بعضی از ساختمانهای اطراف دریاچه هم شبیه سازی شده ی برخی از اماکن مشهور دنیا نظیر تاج محل، طاق نصرت پاریس و ... هستند.
مسجد بزرگی هم در حاشیه این دریاچه قرار دارد که بسیار زیبا ساخته شده و ارتفاع مناره آن حدود 116 متر هست.  مسجد پوترا یا مسجد صورتی که گفته می شود نزدیک به 15000 نفر ظرفیت دارد و افراد غیر مسلمان هم با پوشیدن شنلی کلاه دار که در ورودی مسجد به آنها داده می شود، می توانند از این محل بازدید کنند.
این مسجد با الهام از معماری ایرانی در دوره ی صفویه در داخل دریاچه ساخته شده و تنها از یک ضلع به خشکی راه دارد. رنگ صورتی مسجد با سنگ های گرانیت کف و درب های چوبی جلوه ای متفاوت به این مسجد داده است .
ساختمان اجلاس سران کشورهای اسلامی در پوتراجایا ساختمانی است با گنبدی آبی رنگ بر بلندای تپه‌ای بر فراز شهر که سمبل قدرت است. نکته جالب این بنا، استفاده از اصول معماری اسلامی، مغولی، رومی و مالایی در کنار یکدیگر است. این ساختمان شش طبقه ای برای بازدید عموم - به جز روزهای تعطیل - باز است. این مجموعه طوری طراحی شده که میهمانان نخست وزیر دید پانارومیک به کل پوترا‌جایا داشته باشند.

غار باتو
غار باتو نام معبدی در سیزده کیلومتری شمال شهر کوالالامپور در کشور مالزی است. این معبد به دلیل نزدیکی به تپه‌ها و مجموعه غارهای اطرافش و نزدیکی به رودخانه باتو که در پشت این تپه واقع شده‌است، به معبد غار باتو شهرت دارد. این معبد یکی از معروفترین معابد هندو در خارج از کشور هندوستان می‌باشد. سالانه بیش از یک و نیم میلیون نفر از این معبد دیدن می‌کنند که از این رو، این معبد به یکی از پر بازدیدترین اماکن مذهبی جهان بدل شده‌است. در بین مردم هندوی مالزی، شهرت غار باتو به میلیون‌ها سال می‌رسد، زمانی که بومی‌های منطقه از غارها بعنوان سرپناه استفاده می‌کرده‌اند. در سال ۱۸۹۱ یک بازرگان مشهور هندی در مالزی، این معبد را به یکی از بزرگان تاریخ مذهبی هندو پیشکش کرد و مجسمه امروزی را بنا نهاد. در سال ۱۹۲۰ تعداد ۲۷۲ پله برای دسترسی آسان تر زائران به غارهای این معبد، در دامنه ی این غار ساخته شد. مجسمه ی عظیم الجثه ای که یر در غار نصب شده، لرد موروگان پسر شیوا است که افسانه اش هم این چنین است که شیوا به دو پسرش گفت که بروند و دنیا را ببینند و هرکدام که زودتر برگردند، او جانشین پدر خواهد شد. موروگان بار سفر بست و به سفر دور دنیا رفت. اما برادرش فقط دور پدر و مادرش چرخید و گفت شما دنیای منید. پدرش به او گفت که تو از عقلت استفاده کردی و شایسته است که جانشین من شوی. وقتی موروگان از سفر دور دنیا برگشت و برادرش را به جای پدر دید، خشمگین شد و سر از تن برادر جدا کرد. اما بعد، از کرده خود پشیمان شد و به عزلت گزینی و مدیتیشن و عبادت روی آورد تا بالاخره بودا او را بخشید و به او گفت که سر فیلی را بر تن برادرش بنشاند تا او را دوباره زنده کند و او چنین کرد و این مجسمه در یادبود او ساخته شده است.
وقتی به این محل می رسید، میمون هایی که در غار زندگی می کنند و مدام روی پله ها جست و خیز می کنند، به استقبال تان می آیند. اگر سر راه بادام زمینی و موز خریده باشید که کارتان زار است!
این مکان در طول دوران استعمار به عنوان یک منطقه تفریحی و پس از آن به عنوان مخفیگاهی برای ک م و ن ی س ت ها مورد استفاده قرار می گرفت. در ایام عید هندوها ،تایپوسام، زائران هندو و گردشگران بسیاری از سراسر جهان به این غار می آیند و بازدیدکنندگان با دیدن هزاران عابدی که بدن های شان را با قلابها و سوزن ها و سیخ های فلزی سوراخ می کنند، حیرت زده می شوند.

گنتینگ هایلند
گنتینگ یا گنتینگ هایلند یکی از نقاط دیدنی مالزی در قسمت شمالی پایتخت این کشور - کوالالامپور- می باشد. گنتینگ در ارتفاع بیش از هزار و هشتصد متری از سطح دریا واقع شده است، فاصله گنتینگ تا کوالالامپور پنجاه و یک کیلومتر است. مجموعه گنتینگ متشکل از پنج(به قولی هفت) هتل متفاوت با بیش از ده هزار اتاق، یکی از بزرگترین مجموعه هتل های جهان است. در این مجموعه، دو شهربازی یکی در فضای باز و یکی هم در فضای بسته وجود دارد. دو ک ا ز ی ن و که تنها ک ا ز ی ن وهای موجود در مالزی هستند، در این مجموعه قرار دارند.

تعداد زیادی فروشگاه و رستوران متنوع نیز در این مجموعه وجود دارد که روزانه میهمان هزاران گردشگر از نقاط مختلف دنیا و به ویژه آسیای شرقی هستند. برای رسیدن به ارتفاعات گنتینگ می توان از تله کابین مجموعه استفاده کرد که بالغ بر سه کیلومتر طول دارد و بلندترین و سریع ترین تله کابین آسیای جنوب شرقی قلمداد می شود.
تاریخچه: در سال ۱۹۶۴ شخصی به نام تن سری لیم گوه تونگ اولین برنامه ریزی برای پیدایش یک مجموعه تفریحی در بلندیهای گنتینگ را انجام داد. وی پیش بینی کرد که با توجه به آب و هوای گرمسیری و استوایی کشور مالزی , وجود یک چنین مجموعه اقامتی تفریحی بتواند بسیار مفید باشد. وی با همکاری عده ای دیگر و بعدها با همکاری دولت مالزی و سرمایه گذاری تمام دارایی شخصی خود در این پروژه، در سال ۱۹۷۱ توانست اولین هتل مجموعه ی گنتینگ را با نام هتل گنتینگ افتتاح کند. این هتل در حال حاضر هتل تم پارک نام دارد.
تا سال ۲۰۰۸ میلادی پنج هتل با نامهای هتل تم پارک , هتل گنتینگ , هتل هایلندز , هتل ریسورت و هتل فرست وود مورد بهره برداری قرار گرفته اند.
ارتفاع گنتینگ از سطح دریا هزار و هشتصد متر است، پس بهتر است یه لباس نسبتا گرم با خودتان ببرید.
در مسیر برگشت، سری به معبد چین سویی یا بهشت و جهنم زدیم که واقعا زیبا بود و در غرفه های گوناگون آن، مجسمه های زیبایی مراحل مختلف طی طریق سالکان از جهنم تا بهشت و رسیدن به روشنگری را به تصویر کشیده بودند.

ادامه دارد...



 
سالم برگردیم!
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۸  

دوستان عزیز و خوب خودم

خسسسسسسسسسسسته ایم خسته!

به امید خدا فردا می رویم سفر.

هفته بعد نیستیم.

با دست پر برمی گردم.

مراقب خودتان باشید.

سالم برگردین.

پ.ن.: دوست گل و مهربانم مریم جان محبت کرده برایم نوشته که آتلیه کلیک در تبلیغ خود در مجله شهرزاد از عکس سوشیانس استفاده کرده که از کادر مهربان آتلیه کلیک جای سپاسگزاری فراوان دارد. البته نمی دانم سایز عکس چاپ شده کوچک است یا بزرگ اما به هر حال فرداصبح حتما شهرزاد را می خرم و یادگاری برایش نگاه می دارم. قلبتشویق



 
شیرین زبانی های جدید
ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۳  

1-مامانی منو که ببری مسافرت، فیل ها و شیرها و مارها رو از تو باغ وحش برمی دارم، می ذارم تو کامیونم، می آرم خونه مون!
من: پسرم نمیشه، بزرگن، جا نمیشن.
سوشیانس: نه، اشکالی نداره، می برمشون پیش دکتر صبور می گم یه مولتی ویتامین بده کوچیک بشن!
(دکتر صبور مولتی ویتامین بسیار خوب ول کید را معرفی کرده. هر بار که بهش می دهم، می گویم: بخور تا بزرگ بشی! روی این حساب، فکر کرده مولتی ویتامینهای "کوچولو کن" هم حتما وجود دارند!)
2-دارد با دو تا چمدان بزرگ و چمدان کوچک داخل کابین مان بازی می کند.
سوشیانس: مامان این چمدون کوچیکه کی بزرگ میشه اندازه ی این دو تای دیگه بشه؟ این چمدونه الان چن سالشه؟!
3-کارتونش را پیدا نمی کند.
سوشیانس: مامانی نمی دونی ریو کجاس؟
من: نه عزیزم.
سوشیانس: ای بابا، حالا چه کار کنم؟ حتما بابایی دوباره بهش دس زده. برده سر کارش بشینه نگا کنه!
4-فیلم داون هیل ریسر را داریم نگاه می کنیم. فیلم که درباره اسکی باز خارق العاده ایست که در نهایت همه چیزش را فدای اسکی می کند، با صحنه ای شروع می شود که انگار دوربین را به کمر بدل ر ا ب ر ت ر د ف و ر د بسته اند و اسکی باز مزبور شیبی تند را با سرعتی نجومی به پایین می اید و ما از زاویه دید اوست که فرودش را می بینیم.
سوشیانس(وحشت زده می پرسد): مامانی این کلاس داره؟
من: آره پسرم. آموزش می دن.
با خنده دار ترین حالتی که می تواند به خود بگیرد، چشمهایش را گرد می کند و دستهایش را بادبزنی تکان می دهد: یهو منو نبری ها! خیلی خطرناکه! ای وای! نکنه منو ببری بگی بیا سوشیانس جون اسکی یاد بگیر!
5-دارم می برمش کلاس موسیقی.
سوشیانس: مامانی تو واقعا خطرناک رانندگی می کنی، تند می ری. آدم سر پیچ ها اینطور اینطور میشه!(خودش را اغراق آمیز به این طرف و آن طرف پرت می کند!!) بابایی آروم می ره.
(چند لحظه بعد): ناراحت نشی ها! خب؟ من بزرگ بشم دوس دارم مث تو رانندگی کنم. تند برم. نه مث بابایی، یواش. حالا خوشحال شدی؟!
6- دارد با عمویش تلفنی صحبت می کند و راجع به یکی از نقاشی هایش توضیح می دهد: ببین. این آقا صورتش درازه. سیبیل داره، پایین داره، همه چی داره!
(منظور از پایین ریش است!)
7-با پدرم تلفنی صحبت می کند: باسایی، مامانم ماکارونی خوشمزه درس کرده. چرا هر چی میگم تفتیش بیارین، تفتیش نمی آرین؟
(تفتیش=تشریف!)
8-سوشیانس: بابایی بیا توپ بازی کنیم.
بهنام: پسری، خسته ام. نمی تونم.
سوشیانس: چی؟! می خوای گریه کنم؟ اشک بریزم؟!
نیم ساعت بعد، بهنام لباس می پوشد تا به پمپ بنزین برود.
سوشیانس: منم ببر.
بهنام: عزیزم، دیره. زود برمی گردم.
سوشیانس: می خوای گش کنم؟!
(گش=غش)
9-فیلم خریده ایم و دارم روی جلدش را می خوانم.
سوشیانس(با ژست متفکر): مامانی این ر*می شنا*یدر ه؟
من: جانم؟! تو رو رمی رو از کجا می شناسی؟ نه عزیزم. این ر ا ب ر ت د و ن ی ر و ه. رمی خانمه، ایشون آقاس!
(کم نمی آورد): به نظر من که یه کم شبیهن. مگه نه؟!
(اخیرا، پشت سر هم چند فیلم از رمی دیده بودیم. اسمش را از لابه لای حرف های ما یاد گرفته بود)
10-برق رفته بود.
سوشیانس: ای بابا برق رفت! چشام جایی رو نمیبینه! ای بابا! حالا چطور چشامو باز کنم؟!
(فکر می کرد چشمهایش بسته شده که جایی را نمی بیند)
نیم ساعت بعد، با عذاب وجدان در گوشم می گوید: مامانی تقصیر من بود؟ من زیاد توپ بازی کردم، برق رفت؟!
(به دلیل خود محوری مقتضای سنش، همه چیز را قیاس به نفس می کند و به خود استناد می دهد)
11-بعد از دو ماه کار طاقت فرسا، ترجمه کتابم(بالغ بر 500 صفحه) تمام شد. کار را بسته بندی کردم تا ببرم به ناشر تحویل دهم. با هیجان امده و می گوید: مامانی، چقدر قشنگ بسته بندیش کردی! می دی بغلم؟
می دهم بغلش. از بس سنگین است، یک ورش را خودم نگاه می دارم. با محبت زیاد شروع می کند به تند و تند بوسیدنش و می گوید: مامانی جونم مبارک باشه. چقدر زحمت کشیدی. چقدر خسته شدی!
از این همه ملاطفت فرشته اسایش گریه ام می گیرد...
12-یک خداحافظی خیلی قشنگ از خودش ابداع کرده که خیلی دوستش دارم. می گوید: سالم برگردین.

شما هم سالم برگردین.