درباره : عزیز دلم برایت می نویسم تا بدانی که همیشه دوستت داشته ام حتی پیش از آنکه باشی...
پروفایل مدیر : آزیتا
| ساعت ۸:۳٩ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢۱ |
|
1- یوستین گوردر، نویسنده نروژی و خالق کتاب دنیای سوفی، در کتاب راز فال ورق خود که یک رمان فلسفی- تمثیلی است، از قول یکی از کاراکترها خطاب به پسر کوچکش می نویسد: هانس توماس تو یک پدر و یک مادر، چهار مادربزرگ و پدر بزرگ و هشت جد و جده و.... داری و این هرم به شکل تصاعد حسابی مدام گسترش می یابد و هرچه عقب تر برویم تعداد این افراد بیشتر و بیشتر می شود. این به این معنا است که این همه انسان از بیماریهای زمان کودکی، جنگ و بلایای طبیعی جان سالم بردند تا تو به دنیا آیی. به عبارت دیگر، حتی یک نفر هم از اجداد تو قبل از بزرگ شدن و بچه دار شدن از بین نرفته است.چرا که از این هزاران نفر حتی اگر یک نفر از بین می رفت، الان تو اینجا نبودی. ایده بسیار جالبیست. به پسرم نگاه می کنم و در او خون هزاران نفر از اجدادش را می بینم. ژنتیکی پیچیده از انسانهای مختلف. اینها تو را به کجا خواهند برد؟ به قول بهنام که تز بسیار جالبی دارد، هر انسان تابعی از دو متغیر ژنتیک و محیط است و تحت جبر این دو فاکتور زندگی می کند. ما فرزندی را به دنیا آورده ایم و ساده دلانه و عجولانه تقسیم بندی اش کرده ایم: چشم و ابرو و فرم پا و قدش به بهنام برده و پیشانی و بینی و دهان و چانه اش به من. فرم خوابیدنش مثل من است و تاچی بودن (علاقه به لمس فیزیکی و نوازش) اش به بهنام... غافل از اینکه درونش غلغله هزاران شباهت به انسانهایست که شاید زمانی بسیار دور روی این کره خاکی زندگی می کرده اند و ما نمی شناسیمشان. چه بسا استعدادها و علایق یکی از اینها آینده او را رقم بزند.
2- سوشیانس همچنان مثل گذشته کمابیش سخت است. به ما گفتند که چله بگذرد بهتر می شود. بعد وعده دو ماه را دادند. حالا هم وعده سه- چهار ماه را داده اند. من فکر کنم همین جور مرا تا زن گرفتنش می کشانند! مادر شوهرم معتقد است حساس بودن بچه به محیط و عکس الاعمل های شدیدش به آن در مقایسه با بچه ای که گول و لخت به دنیای اطرافش می نگرد، نشانه هوش است. اگر این حرف درست باشد، سوشیانس من گاهی در حد نبوغ کار می کند!
3- کتاب بارون درخت نشین اثر ایتالو کالوینو را خوانده اید؟ ورژن جدید آن سوشیانس آزیتا نشین است! تمام مدت روز در بغل من زندگی می کند و تمام اموراتش آن بالا می گذرد. فکر کنم زن هم بگیرد به سلامتی همین جا بغل من می آوردش و همین جا هم بچه دار می شود. (فک کن!) خلاصه اگر کسی یک جفت مچ دست یدکی اضافی مارک دار خارجی اصل سراغ دارد، بگوید. مچ های ایرانی ما که از کار افتاد. به جز جلوی دیگران (از جلب توجه بدم می آید)، تمام مدت روز در خدمت خاله پیروکسکام و عمو باند کشی هستیم.
4- با همه مهربانیها و محبتهایش، هرگز تا روزی که زنده باشم بهنام را بابت تمام فشارهای روانی و زخم زبان هایی که بابت استفاده از شیر کمکی در کنار شیر مادر به من می زند در حالیکه می داند بیش از هر مادر دیگری که دیده ام بابت تولید، دوشیدن و خوراندن شیر خودم به بچه رنج برده ام و می برم، نمی بخشم.
5-هفته دیگر نوبت واکسنهای دوماهگی است. حالم خراب است، خراب.
6- برای ری را داغانم، هر چند هرگز ندیده امش. برای توت فرنگی عزیز هم خیلی غصه خوردم. خدا به اندازه بار غمشان به آنها صبر و شادی عنایت کند.
7- انشالله اوایل دی عکسهای ماهگرد اول و دومش را با هم می گذارم.
8- شیر اس ام ای گلد به سوشیانس نساخت. به نان 1 برگشتیم. آزاده، خاله ریزه مهربان، از یکی از شاگردانش خواهش کرده که 12 قوطی نان 1 نستله اصل از دوبی بیاورد. چطور ازش تشکر کنم؟ پوشک هم به توصیه فروشنده molfix گرفتیم. اگر این هم مشکل داشته باشد، می رویم سراغ پمپرز. سوشیانس روزانه 14-13 پوشک مصرف می کند و پمپرز خیلی گران در می آید. ولی به هر حال سلامت و رفاه بچه در اولویت نخست است.
9-دارم سعی می کنم کمی به آنچه که بودم برگردم. بچه بغل کتاب می خوانم. بچه بغل شبها فیلم می بینیم. هر چند نمی دانم کی دوباره رنگ تاتر را خواهم دید. چون اصلا دلم نمی آید بچه ام را جز برای سر کار رفتن که مجبورم (واقعا مجبورم) حتی لحظه ای از خودم دور کنم. مبادا بعد از شش ماه که مرخصیم تمام می شود، از غصه دوری از بچه ام بمیرم؟
10- گاهی اوقات از حجم دوست داشتنش وحشت می کنم. هر چند نمی دانم به این دوست داشتن می گویند یا نه. مثلا من بهنام را دوست دارم. برای دوست داشتن فاصله ای لازم است. یعنی جایی که من تمام شود و دیگری آغاز شود. سوشیانس امتداد من است. مثل این است که بگویم عاشق قلب یا چشمم هستم. سوشیانس از من جدا نیست. روح من است. سهم من است از زندگی و مافیها. خدایش به ما ببخشدش. |
|
| ساعت ۱٠:٤٥ ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٠ |
|
بعد از یک هفته که لپ تاپم دستم نبود، خدمت رسیدم که هم قسمت دوم توصیه های نغمه جون را که حتما تا الان فارغ شده است و قدم نورسیده را بهش تبریک می گویم و باز هم از ارسال این مطالب مفید ازش تشکر می کنم، تایپ کنم و هم سری به دوستان گلم بزنم. به زودی از سوشیانس برایتان می نویسم.
|
|
| ساعت ٦:٤٧ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٠ |
|
نغمه جون دخترخاله دوست صمیمیم نسیم جون است که در کانادا زندگی می کند و همین روزها منتظر ورود یک پسر کاکل زری است که به سلامتی جمع دونفره شان را سه نفره کند. نغمه از وبلاگ خوانهای جدیست و به من لطف دارد و مطالب دلبند را دنبال می کند. دو-سه روز پیش ایمیلی برایم ارسال کرده بود که در آن نکاتی چند درباره نگهداری از نوزاد که چکیده کتابهایی است که سازمان سلامت و بهداشت کانادا منتشر کرده و یا پزشک معالج و بیمارستانش در اختیارش گذاشته اند برایم لیست کرده بود. واقعا نمی دانم چطور محبتش را جبران کنم که با وجود مشکلات ماه نهم این مطالب را تایپ کرده است. خلاصه مطالبش را برایتان می نویسم تا اگر نکته ای هست که به دردتان می خورد، استفاده کنید. · بهترین مارک پوشک کامل بچه پمپرز است که برای پوست بچه حساسیت تولید نمی کند. · پماد پای بچه پناتن (Penaten) توصیه می شود. وازلین بچه هم خیلی خوب و در عین حال ارزانتر از پناتن است. · شامپو بچه مارک جانسون توصیه می شود که احتمال حساسیتش پایین تر است. · بادی لوسیون بعد از حمام زیاد توصیه نمی شود. می گویند با همان شامپو بدن تن بچه را بشویید و حتی الامکان از به کار بردن مواد شیمیایی گوناگون روی پوست بچه خودداری شود. گاهی بعد از حمام به بدنش بیبی اویل بزنید. · پودر بچه تا سه سالگی ممنوع است چرا که ممکن است سبب بروز آسم یا حساسیت پوستی شود. · دمای منزل باید بین 20-18 درجه سانتیگراد باشد. · شیشه شیر باید آنتی کولیک و پستانک ارتودنتیک باشد. · بهتر است مادر برای حمام از صابونهای گلیسیرینه که فاقد عطر و بو هستند استفاده کند. · بهتر است برای جلوگیری از ابتلای احتمالی کودک به حساسیت، مادر در دوران شیردهی حتی الامکان از عطر استفاده نکند. · با افراد سیگاری معاشرت نکنید. · هیچکس با کفش وارد منزل نشود و کف دمپاییها هم مرتبا شسته شود. · قبل و بعد از شیر دادن و قبل و بعد از عوض کردن پوشک دستها را با آب ولرم و صابون بدون اسانس و بو بشویید. · فقط سر بچه را ببوسید. از دیگران هم بخواهید قبل از دست زدن به کودک دستهایشان را بشویند. · قبل از شیردادن سینه را با آب ولرم بشویید و از چرب کردن آن خودداری کنید. · تا سه سالگی بالش برای بچه توصیه نمی شود. · تا سه ماهگی از گذاشتن چیزهای نرم و پشمالو در تخت بچه خودداری شود. · خوردن مقادیر زیاد آب و مایعات مثل آب پرتقال حجم شیر را افزایش می دهد. · برای جلوگیری از تغییر طعم شیر از خوردن غذاهای تند و ادویه دار خودداری شود. · برای حفظ آرامش مادر و کودک هنگام شیردهی و حمام و تعویض پوشک مادر نباید به هیچ زنگی مثل تلفن موبایل یا درب منزل جواب دهد.
|
|
| ساعت ۸:۱٤ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٥ |
|
از شیلای عزیز مامان رومینا کوچولو که یکی از مادران با کفایت و مطلع وبلاگی است ممنونم که با راهنماییهای ارزنده اش خیلی به من کمک کرد. به توصیه او و مشورت با دکترمان شیر کمکی اس ام ای گلد را به طور آزمایشی جایگزین نان 1 کردیم. دکترمان معتقد بود که این شیر بسیار مغذی و عالی است ولی چون از آب پنیر احیا شده درست شده بد طعم است و از هر 10 بچه 6 تا آن را نمی خورند و به بهنام گفته بود که به خاطر حساسیتهای خانمتان ترجیح دادم دو سه ماهی تا بچه جان بگیرد از نان 1 استفاده شود که طعم بهتری دارد. (وقتی ما به مطب او مراجعه کردیم سوشیانس هم دوباره زرد شده بود هم 300 گرم وزن از دست داده بود و شرایط روحی من رو به افتضاح بود و جا نداشت شیری توصیه کند که به او نسازد.) |
|
| ساعت ۱٠:٠۳ ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢ |
|
من دارم مادری را می آموزم. هر بچه ای طبع خودش را دارد و به قول یکی ازآشنایانمان طبع بچه کشف کردنیست نه ساختنی. ازهمان روزتولد سوشیانس خوشگلم علایم اضطراب جدایی از رحم مادر را نشان می داد. شب اقامتمان در زایشگاه تا صبح بیدار ماندم و روی سینه خواباندمش. مثل یک فرشته آرام گرفت. بسیار عاطفی است. وقتی می بینم آغوش من تا این حد برایش گرم و اطمینان بخش است وقتی می بینم که چطور با دستهای کوچکش بغلم می کند و وقتی در آغوشم می خوابد مدام لبخند می زند و با چشمهای حق شناس و عمیقش به من نگاهی می کند و دوباره پلک های برگ گلش را روی هم می گذارد چرا از او دریغ کنم؟ "بغلیش نکن" صرفا یک حرف عوامانه و بیخود است. تا می توانید بغلش کنید نوازشش کنید و ببوسیدش. از نظر روانشناسان در سال اول او مقوله اعتماد در مقابل بی اعتمادی را می آزماید. یعنی یاد می گیرد که ایا دنیا جای امن و قابل اعتمادی است یا نه. اگر مادر نیازهای روحی و جسمی او را به سرعت رفع نکند او احساس می کند که بی پناه در جایی سرد و نا امن رها شده است و هیچکس به داد او نمی رسد. دنیا جای بدی است و آدمها هم بد هستند. وقتی نیاز عاطفی او به همین سادگی برآورده می شود چرا بغلش نکنم؟ اکثر مدت روز در آغوشم است. درست است که مچ هایم ضعیفند و شبها از درد دستم نمی توانم راحت بخوابم ولی ارزشش را دارد. به من شش ماه مرخصی داده شده که از بچه ام مراقبت کنم نه اینکه مجله مد ورق بزنم پشت تلفن روده درازی کنم و به کارهای شخصی ام برسم. حتی وقتی پشت کامپیوتر می نشینم یک دستی بغلش می کنم. تمام وقتم را به بچه داری اختصاص داده ام. شبها بهنام زحمت شام را می کشد. شاید باور نکنید که صبر می کنم تا بهنام از سر کار برگردد تا بدوم مسواکی بزنم و دوشی بگیرم. عین بچه های کنکوری شده ام. چون هم وسواسی و هم بی تجربه ام بچه داری وقت زیادی از من می گیرد. الان که یک ماه گذشته تازه کمی وقت آزاد پیدا کرده ام تا به مسایل پرورشیش هم بپردازم. موتزارت می گذارم و آرام ارام تابش می دهم. کیف می کند. با دستها و پاهایش بازی می کنم تا از حالت جنینی خارج شود. برایش شعر و لالایی می خوانم. خیلی خوب گوش می کند و عکس العمل نشان می دهد. گاهی اوقات قابلیتهایی را از خود نشان می دهد که مال سن خودش نیست و قاعدتا بعدا باید بروز کند. به نظرم باهوش است. البته مبادا با این توضیحات تصور کنید که با یک نوزاد پروانه ای و آرام طرفید. پسرک من آپاچی ترین نوزادیست که در زتدگیم دیده ام. حساسیتش بیش از حد است و نسبت به محرکهای جزیی و بی اهمیت واکنشهای شدید و بی تناسبی بروز می دهد. مثلا اگر حواسم نباشد و هنگام تعویض پوشک پای لختش با مشمای تشک تعویض که ممکن است کمی سردتر از پارچه باشد تماس پیدا کند آنقدر گریه می کند تا رنگ لبو شود.به بهنام گفتم خدا رحم کرد که ما در ایران زندگی می کنیم وگرنه با صدای گریه هایش همسایگان تا به حال بیست بار ما را به اتهام کودک آزاری کلانتری فرستاده بودند! از سرما متنفر است. از اب ولرم تشک پلاستیکی درباز یخچال و یا هر چیز دیگری که باعث شود احساس سرما کند بدش می آید. بسیار بهداشتی و تمیز است. در مقابل دو قطره ادرار آنچنان داد و هواری به راه می اندازد که نگو. گلاب به رویتان وقت دفع صبر نمی کند که کارش تمام شود و بعد بشورمش. با اولین زور آنقدر گریه می کند که مجبورم ببرم بشورمش و بعد مرحله دوم پی پی را در پوشک خشک تمیز انجام دهد! از لباس خیس متنفر است. همیشه لباسش باید خشک و تمیز باشد. از احساس تعلیق هم بیزار است. اگر طوری در آغوشش بگیریم که فکر کند وضعیت امنی ندارد باز هم جیغ های بنفش می کشد. هر بار که می شورمش با وجود آنکه با دو دست خیلی محکم می گیرمش مع الوصف دستش را توی یقه ام می کند و خودش را از لباسم آویزان می کند و همزمان هم جیغ می زند که مبادا بیندازمش! اگر در آغوشم بخوابد و وقتی خوابش سنگین شد توی تختش بگذارمش وقتی بیدار می شود و می بیند که در تختش گذاشته اندش طلبکارانه غر می زند و گریه می کند که چرا سرم را گولی مالیده اید؟ عاشق آواز و لالایی است. عاشق این است که بغلش کنند و موهایش را نوازش کنند. وقت شیر خوردن دستهایم را هر کجا که باشند پیدا می کند و می گیرد. دلم سر می رود. رابظه اش یا بهنام عالیست. شبها پدر و پسر دل می دهند و قلوه می گیرند. بهنام خیلی بهتر از من با او بازی می کند. چون کمتر از من درگیر کارهای روتینش است وقت بیشتری صرف سر و کله زدن و پرورش او می کند. خیلی صدای خوبی دارد و برایش آواز می خواند با او بازی می کند و حرف می زند. سوشیانس هم در مقابل مدام لبخندهای ملیح تحویلش می دهد. رنگ پوستش مثل هر دو ما سفید است. ان طور که ما برداشت کرده ایم بینی، دهان و چانه اش شبیه بچگی خودم است. چشم و ابرو و فرم پاهایش به بهنام رفته است. حالا شاید بعدا خصوصیت هایش تغییر کند. رنگ چشمهایش مثل بچگی خاله ریزه طوسی است. هر چقدر دهانش بچگانه است، نگاهش بالغ، متفکر و عمیق است. عمیقا و گاهی با اخم ما را با نگاه می کاود. به قول بهنام عاقل اندر سفیه براندازمان می کند. هر پند بزرگ کردنش سخت است ولی من هر روز خسته تر از دیروز و عاشق تر از پیشم. چه خوب که مادرت هستم. چه خوب که مرا دوست خواهی داشت. چه خوب که خدای بزرگ تو را به من داد، بزرگمرد کوچکم!
|
|



)
)